یادداشت های یک معلم
حرف های خودمانی

تعـریف اعتـماد به نفـس

اعتماد به نفس واقعی هیچ گونه ارتباطی با آن چه در زندگی بیرون شما اتفاق می افتد، ندارد. اعتماد به نفس واقعی زاییده شغل شما نیست. اعتماد به نفس راستین نتیجه باور قلبی و درونی شما به توانایی ها و قابلیت هایتان است. این باور که هر کاری را بخواهید می توانید انجام دهید. اعتماد به نفس واقعی همواره از درون خود شما تولید می شود نه از بیرونتان. اعتماد به نفس واقعی زاییده تعهد که هر آن چه لازم باشد، انجام خواهید داد تا به خواسته ها و نیازهایتان برسید. اعتماد به نفس باور شخصی شماست نسبت به روح خودتان به عنوان یک انسان، اعتماد به نفس های واقعی آن است که روی توانایی ها و آگاهی های ما نیز اثر بگذارد.

انـواع اعتـماد به نفـس:

سه نوع اصلی و اساسی اعتماد به نفس هست که ما باید در خود بوجود آوریم: اعتماد به نفس رفتاری، احساسی – عاطفی و در نهایت روحی- معنوی.

اعتماد به نفس واقعی آن است که در هر سه، زمینه های رفتاری، احساسی و معنوی، احساس اعتماد به نفس داشته باشید. بطوری که علاوه بر احساس اقتدار شخصی از تعادل و تناسب خوبی نیز در زندگی بهره مند باشید.

الف: اعتماد به نفس رفتاری: به معنای  قابلیت و توانایی در عمل کردن و انجام دادن کارهاست.

 

ب: اعتماد به نفس احساسی و عاطفی: به معنای توانایی در تسلط و به کنترل در آوردن دنیای احساسی و عاطفی شماست، این که بدانید چه احساساتی دارید، معنای آنها را بفهمید و بتوانید انتخاب های احساسی درستی بکنید و از خود در مقابل درد و رنج روحی و لطمه های عاطفی محافظت کنید و بدانید که چگونه روابط صمیمی و سالم و ماندگار خلق نمایید.

ج: اعتماد به نفس روحی و معنوی: همانا اعتقاد و ایمان شما به جهان هستی و کل آفرینش و موجودات است. این ایمان روحی هدف زندگی و نهایتی مثبت را در پی خواهد داشت و به شما می فهماند به خاطر هدفی این جا هستید و زندگی ۷۰ و ۸۰ ساله تان بر روی کره خاکی هدف و مقصودی را دنبال می کند. بدون این نوع از اعتماد به نفس، کسب و به دست آوردن دو نوع دیگر مشکل خواهد بود.

شیوه ایجاد و تقویت اعتماد به نفس

۱٫      کسب آگاهی و تجربه: اولین نکته آن است که «اعتماد به نفس» مانند بسیاری دیگر از فضائل اخلاقی، ذاتی هر شخص نبوده، بلکه باید آن را از طریق کسب آگاهی و تجربه رو در رو شدن با مسائل زندگی بدست آورند.

۲٫      مثبت نگری: مثبت نگری نسبت به پدیده های گوناگون زندگی، را ه را برای ایجاد حس اعتماد به نفس باز نموده و انسان را برای رسیدن به اهدافش یاری می رساند. از این رو تحقیر کردن خود، ضعیف و ناچیز دانستن توانایی های شخصی و غیر قابل عرضه دانستن کارهای فکری و عملی، چه بسا موجب تضعیف « اعتماد به نفس» و عقب افتادن انسان از اهداف عالی زندگی شود. جوانانی که از کلمات مثبت استفاده می کنند بهتر می توانند به توانایی های خود تکیه نموده و به اهدافشان برسند. بنابراین به جای آن که بگویند: «کار مشکلی است»، می گویند: «زیاد آسان نیست، ولی می توان آن را به انجام رساند»، به جای آن که بگویند: «نمی توانم»، می گویند: «سعی خواهم کرد». اینان نمی گویند که ضعف و ناتوانی دارم،  بلکه می گویند: باید قوت و توان بگیرم و چون هنگام امتحان فرا رسد، نمی گویند: فکر نمی کنم قبول شوم، بلکه می گویند: ان شاء الله قبول می شوم.

۳٫      شجاعت در رویارویی با مسائل: انسان به هر اندازه خود را در موقعیت ها ی مختلف قرار دهند و شجاعت وارد شدن در مسائل زندگی را به ظهور رسانند، بهتر و بیشتر می توانند حس اعتماد به نفس را در خود تقویت کنند. بنابراین گریز از انجام کارهای مهم، از ترس این که مبادا نتوانند آن را به انجام برسانند، نه تنها باعث پیشرفت فرد نمی شود، بلکه روحیه ی آن ها را نیز برای فرار از موقعیت بعدی زندگی آماده می سازد و این حالت اگر از بین نرود، به طور قطع باعث عقب افتادن او از موقعیت های علمی، اجتماعی، شغلی و… می گردد.

۴٫      مطالعه ی زندگانی مردان بزرگ: مطالعه زندگانی انسان های بزرگ که با اعتماد به نفس توانستند کارهای بزرگی در عرصه های مختلف علمی، سیاسی و معنوی بیافرینند، می تواند روحیه ی انسان را در فتح قله های ترقی و پیشرفت آماده سازد و این امر سبب می شود که آنان را در زندگی خود الگو قرار دهد و به آنان تأسی جوید. و همین امر به طور ناخود آگاه او را به تکاپو و تلاش وادار خواهد ساخت.

۵٫      سیر تدریجی: پرورش اعتماد به نفس، مانند پرورش همه ی صفات اخلاقی و تربیتی به صورت تدریجی است و اندک اندک رشد پیدا می کند. باید به این نکته توجه کنیم. که باید از کم شروع کرد. ولی به کم قانع نشویم. اگر در کارهای کوچک توانستیم با اعتماد به نفس، کار خود را به پیش ببریم و به انجام برسانیم، در آینده نیز خواهیم توانست در کارهای بزرگ و مهم با اعتماد به نفس به نتیجه برسیم. تمرین اعتماد به نفس در کارهای معمولی زندگی انسان را برای ورود به کارهای مهم آماده می سازد.

۶٫      تشویق و توجه به کارهای موفق: هر کسی در زندگی خود نسبت به بعضی از کارها به موفقیت رسیده و نسبت به بعضی دیگر با ناکامی مواجه شده است. بنابراین اگر پدر و مادر و جوانان در   عرضه ی تصمیم گیری ها و قضاوت ها به کارهای موفقی که از سر اعتماد به نفس به انجام رسانده اند، توجه کنند و به آنها اهمیت دهند و در کنار آن، نقایص خود را در کارهای غیر موفق بیابند، در آن صورت به موفقیت های بعدی راه خواهند یافت. اما اگر موارد ناکامی را بزرگ جلوه داده و خود را ناتوان در انجام امور ببینند، اندک اندک باور به نتوانستن در آنان بوجود آمده، مانع از موفقیت های بعدی خواهد شد.

۷٫      توکل بر خدا: اعتماد به نفس و عدم اعتماد به غیر، گر چه از دیدگاه روانشناسی، پسندیده است، لکن باید دانست که همه ی توانایی های آدمی، خواه توانایی جسمی باشد و یا توانایی روحی و فکری و معنوی، همه و همه از سوی خداوند متعال است. بنابراین اعتماد به نفس در همه ی امور امری مطلوب است. به شرط این که در کنار توکل بر خدا و استمداد از او قرار گیرد، که اگر چنین شود، نیروی آدمی در مواجهه ی با مشکلات و مسائل زندگی چندین برابر می شود و موفقیت او را تضمین می نماید.

دستیـابی به اعتـماد به نفـس

۱٫ به خودتان عشق بورزید، از خود به خوبی یاد کنید.

۲٫ خود را تشویق و ستایش کنید، به خود برسید.

۳٫ با جسم خود خوب رفتار کنید تا سلامت باشید.

۴٫ بیماری یعنی نیاز به جلب توجه دیگران قبل از بیماری خودتان مراقبت کنید.

۵٫ فداکاری بیش از حد و عدم توجه به خود (از خود مراقبت کنید و بیش از اندازه از دیگران حمایت نکنید، فداکاری را در حد اعتدال و به مفهوم درست آن انجام دهید) یادتان باشید چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

۶٫ از مواهب الهی لذت ببرید و  از خدا هدایت بطلبید.

۷٫ اعتماد به نفس خود پرستی نیست، احساس شایستگی است.

۸٫ احساس گناه بزرگترین مانع اعتماد به نفس شما می باشد.

۹٫ خود را سرزنش نکنید، بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید.

۱۰٫ اصل نگهداری (زمینه ساز و شروع ایجاد هر ویژگی مثبت در خود است، یعنی اجتناب از اندیشه و بیان منفی و توجه به انتقادهای نابه جای دیگران).

۱۱٫ بر ترس خویش غلبه کنید.

۱۲٫ سعی کنید همیشه در جیب خود پول داشته باشید.

۱۳٫ در پی کسب موفقیت باشید هر چیز کوچک، همیشه تبسمی بر لب داشته باشید.

۱۴٫ حالت افراد موفق، مصمم و پر تلاش را بگیرید.

۱۵٫ تنفس عمیق را تمرین کنید و بر خود مسلط باشید.

۱۶٫ ارتباط با خدا و نیروی توکل، در همه حال شکر گذار باشید.

۱۷٫ کمک به دیگران، احترام به دیگران را سر مشق زندگی خود قرار دهید.

۱۸٫ خوشحالی یعنی در مورد خود احساس خوبی داشتن.

۱۹٫ دگرگون شوید کسی را تحقیر نکنید.

۲۰٫ همیشه نیمی از مردم با نیمی از افکار شما مخالفند. سعی کنید همه را راضی نگه دارید.

۲۱٫ برای خود ارزش و احترام قائل باشید.

۲۲٫ از بحث کردن جداً خودداری کنید.

۲۳٫ به دیگران عشق بورزید، همه را ببخشید.

۲۴٫ برای قدرتمند شدن یکدیگر را تحسین کنید.

۲۵٫ از خوبی دیگران، قدر دانی و تشکر کیند.

۲۶٫ درباره اعتماد به نفس فکر کنید.

۲۷٫ تکرار و تلقین را جدی بگیرید.

۲۸٫ در فرهنگ لغات خود شکست را، تجربه معنی کنید.

۲۹٫ مسئولیت پذیر باشید و بهانه تراشی نکنید.

۳۰٫ در تصمیم های خود تأخیر نیفکنید.

۳۱٫ کتابهای الهام بخش بخوانید.

۳۲٫ رهبر باشید، نظر خود را اعلام کنید.

۳۳٫ مانند آدمهای متشخص عمل کنید.

۳۴٫ دوستان خود را تغییر دهید.

۳۵٫ سعی کنید بازیچه نشوید (شرایطی است که در آن شما نمی توانید بر اساس میل خود رفتار کنید و در نتیجه علی رغم میل خود رفتار می کنید).

۳۶٫ قاطعانه نه بگویید، احساسات خود را ابراز کنید.

۳۷٫ انتظارات و خواسته های خود را بطور واضح بگویید.

۳۸٫ در چشم های مخاطب خود به نرمی نگاه کنید.

۳۹٫ سرعت راه رفتن خود را ۲۵% افزایش دهید.

۴۰٫ بیشتر گوش کنید و کمتر حرف بزنید.

۴۱٫ تبریک و تسلیت بگویید.

۴۲٫ به آنهایی که دوستشان دارید هدیه بدهید و هدیه آنها را نیز بپذیرد.

۴۳٫ برای اعتماد به نفس به خودتان زمان بدهید (اعتماد به نفس یک صفت اکتسابی است که قابل پروزش است و هر صفت قابل پرورش نیاز به زمانی برای پرورش دارد)

منـابع و مـأخـذ

۱) دولت عشق، کاترین پاندر.

۲) روانشناسی تربیتی، کرمی.

۳) مهارت بهتر زیستن، ناصر خیابانی.

۴) مهارت های عملی زندگی، دکتر فیلیپ مک گرا.

[ یکشنبه دوازدهم آبان 1392 ] [ 18:25 ] [ علی محمدی ] [ ]

اعتماد به نفس يك كليد حياتي براي موفقيت در هر قدمي از زندگي است. افراد داراي اعتماد به نفس بالا بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند. آنها راحتتر از ديگران به اهداف خود دست پيدا مي كنند. در مقابل افراد با اعتماد به نفس پايين اغلب در پايان كار بازنده هستند. شما هم اگر مي خوهيد زندگي موفقي داشته باشيد بايد اعتماد به نفس خود را بالا ببريد. در اين مقاله نكاتي براي افزايش اعتماد به نفس ارائه مي شود.

ــ اعتماد به نفس در افرادي يافت مي شود كه عزت نفس واقعي داشته باشند. آنها ارزش وجودي خود را مي دانند و براساس آن عمل مي كنند. يك راه خوب براي شناخت بهتر ارزش وجودي خود اين است كه هر روز ليستي از توانايي ها و هنرهاي خود تهيه كنيد. آنوقت خود شگفت زده خواهيد شد وقتي مي بينيد چقدر كارهاي مثبت در زندگي وجود دارد كه شما هر روز انجام داده ايد، اما تا به حال به آنها توجهي نداشتيد. هر بار كه به اين ليست نگاه مي كنيد اعتماد به نفس تمام وجودتان را مي لرزاند و نيرويي در شما ايجاد مي كند كه مي خواهد شما را به جلو براند.

ــ اهداف خود را شفاف سازيد. اگر لازم است آنها را به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد. آنقدر اهداف خود را به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد تا بتوانيد آنها را اداره كنيد. هر بار كه به يك هدف كوچك دست مي يابيد خود را تشويق كنيد. اين عمل اعتماد به نفس شما را بالا مي برد و به شما كمك مي كند به اهداف بزرگتر برسيد.

ــ يك مرشد شايسته كه بتواند به شما در رسيدن اهدافتان كمك كند بيابيد. بيشتر افراد موفق در زندگي خود مرشد دارند كه قبلاً راهي را كه آنها اكنون طي مي كنند او قبلاً طي كرده است. مرتباً مرشد خود را ببينيد و از او مشورت و پشتيباني بخواهيد. آنوقت خواهيد ديد كه هر روز چيزهاي باارزشي مي آموزيد.

ــ با افرادي كه داراي شخصيت مثبت و پشتيبان هستند ارتباط داشته باشيد. به آنها به همان ميزان كه به شما احترام مي كنند شما هم با آنها همچنان رفتار كنيد. از معاشرت با افرادي كه داراي شخصيت منفي هستند و سبب بروز بحران در شما مي شوند پرهيز كنيد. اين افراد سبب فرسايش اعتماد به نفس ارزشمند شما مي شوند. آنها شما را وادار مي كنند قسمت منفي شخصيت خود نگاه كنيد و نه قسمت مثبت آن. بعد از مدتي شما در دنياي منفي و بدگمان آنها احاطه مي شويد. هيچ چيز نمي تواند مخرب تر از اين  باشد. از چنين دوستاني در سريعترين زمان ممكن دوري كنيد.

ــ به اينكه چگونه به نظر مي رسيد توجه كنيد. از خوب لباس پوشيدن و مرتب بودن لذت ببريد. اين باعث مي شود احساس خوبي داشته باشيد. و ديگران به شما با ديد متفاوتي بنگرند. به خاطر داشته باشيد كه وجود هر انساني خواهان رفاقت و همراهي با افراد باهوش موفق و خوش ظاهر است. شما خيلي زود مي توانيد يك منبع جاذبه باشيد اگر ظاهر مثبت و برازنده اي داشته باشيد.

ــ از عدم موفقيت نترسيد. آنها را انگيزه اي براي برداشتن گامهاي بلندتر قرار دهيد و به حركت خود ادامه دهيد. به خود بگوييد كه دفعه بعد موفق خوهيد شد. هيچگاه اجازه ندهيد كه خطاهاي شما باعث درهم شكستن شما شوند. آنها شما را درون پوسته اي نگه مي دارند و اعتماد به نفس شما را ويران مي كند. بهترين كار اين است كه خطاهاي خود را به عنوان يك چيز بي اهميت كوچك شماريد و به يك مبارزه تازه فكر كنيد. البته شما از اشتباهات خود چيز هاي تازه ياد مي گيريد، و در مورد توانايي هاي خود واقع بين باشيد. افرادي كه سعي مي كنند به چيزي بيش از توان خود دست يابند اغلب سقوط مي كنند. شما نبايد اسم اين را اعتماد به نفس بناميد.

ــ با ورزش و رژيم خود را سرحال و بدنتان را متناسب نگه داريد. يك فرد سالم و تندرست و قوي فعالتر است و در حرفه خود چيزهاي بيشتري بدست مي آورد. سلامتي بدني همانند اعتماد به نفس سبب درخشش چهره شما مي شود.

ــ محدوده وسيعي از علاقه منديها داشته باشيد و علاقه خود را با پيگيري زمينه مورد توجه كه در دنيا چه مي گذرد فعال نگه داريد. افراد زيادي را ملاقات كنيد و با آنها صحبت كنيد. تمام توجه خود را روي كار و مشكلاتتان متمركز نكنيد. توجه خود را به كارها و دلبستگي هاي جديد معطوف كنيد. اين عمل ذهن شما را به خوشي مشغول مي كند و اعتماد به نفس شما را بالا مي برد.

ــ بر روي كارهايي كه به خوبي از عهده آن برآييد وقت بگذاريد. احتمالاً شما در گذشته در زمينه هايي تبحر داشته ايد ولي به علت كمبود وقت از آنها غافل شده ايد. دوباره به آن فعاليتها باز گرديد و خواهيد ديد كه اعتماد به نفس شما افزايش مي يابد.

اين نكات را در زندگي خود صادقانه بكار ببريد و تفاوت آن را در زندگي بيابيد.

[ یکشنبه دوازدهم آبان 1392 ] [ 18:23 ] [ علی محمدی ] [ ]

«یادگیری» فقط محصول دانش و اطلاعات آموزگار یا تدوین و تنظیم متون و منابع و نیز فضا و امکانات آموزشی مناسب و کافی نیست.
«مدیریت ‌کلاس» در کنار عوامل بالا سهم بسزایی در یادگیری دانش‌آموزان و فراگیران ایفا می‌کند که معمولاً در نظام آموزشی ما از آن غفلت می‌شود یا بسیار ساده از کنار آن می‌گذرند. مقاله زیر تلاش کرده است به برخی از مهم‌ترین محورها در مدیریت کلاس بپردازد.
▪ در برخورد با کل دانش‌آموزان سعی کنید این اصل را به خاطر بسپارید:
دانش‌آموزان آنچه را می‌گویید فراموش خواهند کرد، آنچه را انجام می‌دهید فراموش خواهند کرد اما هرگز احساسی را که در آنها ایجاد می‌کنید، فراموش نخواهند کرد.
● یادگیری، محصول مدیریت کلاس
«یادگیری» فقط محصول دانش و اطلاعات آموزگار یا تدوین و تنظیم متون و منابع و نیز فضا و امکانات آموزشی مناسب و کافی نیست.
«مدیریت ‌کلاس» در کنار عوامل بالا سهم بسزایی در یادگیری دانش‌آموزان و فراگیران ایفا می‌کند که معمولاً در نظام آموزشی ما از آن غفلت می‌شود یا بسیار ساده از کنار آن می‌گذرند. مقاله زیر تلاش کرده است به برخی از مهم‌ترین محورها در مدیریت کلاس بپردازد.
▪ در برخورد با کل دانش‌آموزان سعی کنید این اصل را به خاطر بسپارید:
دانش‌آموزان آنچه را می‌گویید فراموش خواهند کرد، آنچه را انجام می‌دهید فراموش خواهند کرد اما هرگز احساسی را که در آنها ایجاد می‌کنید، فراموش نخواهند کرد.
احتمالاً مهم‌ترین چیزی که در اولین روز کلاس باید انجام دهیم، ایجاد ارتباط دوستانه و تفاهم‌آمیز با دانش‌آموزان است.زمانی را که صرف این ارتباط تفاهم‌آمیز می‌کنید، در طول ترم تحصیلی از آن بهره‌مند خواهید بود.سعی کنید دانش‌آموزان احساس راحتی کنند و آنها را در غلبه بر نگرانی‌هایشان درباره کلاس کمک کنید.
در صورت امکان سعی کنید در اولین فرصت، در شروع نیمسال تحصیلی، اسامی آنها را یاد بگیرید. این کار به خصوص در کلاس‌های بزرگ تحسین‌آمیزتر است. نوع برخورد شما می‌تواند بر موفقیت‌تان به عنوان یک آموزگار تأثیر بیشتری نسبت به میزان آگاهی‌تان از نظم و انضباط داشته باشند.
● برای حضور در کلاس مجهز باشید
همه وسایل را همراه داشته باشید. می‌توانید از جعبه راجر استفاده کنید. راجر آی دی شی عضو کادر آموزشی اتی همه وسایل مورد نیاز را داخل یک جعبه پلاستیکی نگه می‌دارد. وسایل شامل گچ، مارکرهای پاک کننده، پاک کن‌های مختلف، کاغذهای یادداشت، کارت‌های راهنما، تخته پاک کن، خودکار، مداد و عینک است. آمادگی پیشامد مشکل را داشته باشید.
● ایجاد جو مثبت در کلاس
طبق تحقیق، دانش‌آموزان طی ۱۵ دقیقه اول کلاس متوجه این که چه نوع آموزگاری هستید و چه کلاسی خواهید داشت، می‌شوند.
▪ در اینجا پیشنهادهایی درباره این که چگونه شروع خوبی داشته با شید وجود دارد:
ـ نام و شماره کلاس را از قبل روی تخته بنویسید تا دانش‌آموزان آن را چک کرده و مطمئن شوند اتاق را درست انتخاب کرده‌اند.
ـ به مقررات و رشته خود علاقه‌مند باشید.
ـ کمی شوخ‌طبع باشید.
ـ سعی کنید با دانش‌آموزان با سؤال در مورد آنها (شفاهی یا کتبی) آشنا شوید.
ـ در مورد خود کمی به آنها توضیح دهید.
ـ در صورت امکان، نام دانش‌آموزان را در اسرع وقت یاد بگیرید و آنها را به اسم صدا کنید.
ـ به وقت و نحوه آمادگی تاکید کنید.
ـ آماده در کلاس حضور پیدا کنید. تمام وسایل مورد نیاز را همراه داشته باشید و در مورد این که چطور اولین جلسه کلاس را با دقت بیشتر نسبت به گذشته برگزار کنید، برنامه‌ریزی کنید.


● کمک به دانش‌آموزان در هنگام بحران


در هنگام بحران گروه خاصی از افراد (توسط رسانه‌ها) مورد انتقاد قرار می‌گیرند.
متأسفانه بعضی وقت‌ها افرادی با وجه مشترک قومی، فرهنگی یا مذهبی متهم شده و مورد واکنش قر ار می‌گیرند.
مهم آن است که ما سعی کنیم در محیط کلاس‌مان از دانش‌آموزان در برابر این عداوت‌های مطرح شده دفاع کنیم. خوب است اعلام کنیم که جمع‌بندی نادرست در مورد گروه‌های خاص را به افراد آن گروه تعمیم ندهیم، حمایت خود را از دانش‌آموزان اقلیت‌های مذهبی نشان دهیم و به دانش‌آموزان فرصت دهیم در صورت لزوم با ما به‌طور خصوصی صحبت کنند.


● در کلاس‌های خود نوآوری داشته باشید


بسیاری از اعضای کادر آموزشی سعی می‌کنند در کلاس‌های خود چه از طریق یادگیری پویاتر توسط دانش‌آموزان با استفاده از فناوری‌های بیشتر و چه با تغییر روش نسبت به سال قبل نوآوری داشته باشند. تغییر برای هرکس به‌خصوص دانش‌آموزان سخت است.
۱) برای انتظارات جدید یا تغییرات وقت بیشتری را صرف دانش‌آموزان خود کنید. به سؤالات آنها پاسخ دهید و نسبت به آنچه انجام می‌دهید یا مسئولیت‌های مختلف، حساب شده عمل کنید.
دانش‌آموزان نسبت به آنچه قرار بوده اتفاق بیفتد و آن را تغییر داده‌اید، عکس‌العمل نشان می‌دهند. آنها ممکن است حتی در برابر یک تغییر خوب هم، صرفاً به این دلیل که انتظار آن را نداشته‌اند، مقاومت کنند.
۲) اولین بار که تغییر خودرا عنوان می‌کنید، امکان ورود موارد بیشتر را در برنامه‌ریزی خود بدهید.
۳) انتظار کامل بودن نوآوری خود را از همان ابتدا نداشته باشید.
۴) اگر تغییراتی اساسی می‌دهید، بگذارید سایر همکاران‌تان از آن مطلع باشند. ریاست واحد آموزشی را نیز در جریان قرار دهید چون ممکن است ارزیابی آنها از این دوره مانند سال‌های گذشته نباشد.
۵) ابتکارات خود را در اختیار کلیه همکاران‌تان قرار دهید و بگذارید همه از ایده خوب شما بهره‌مند شوند. شاید آنها برای مواردی از آن استفاده کنند.


● استفاده از لحن مناسب در کلاس


ابتدای دوره تحصیلی، گفت‌وگویی با دانش‌آموزان در مورد انتظارات آنها از کلاس داشته باشید. می‌توانید آنها را به گروه‌های کوچک تقسیم کنید و از آنها گزارش‌های کوتاه بخواهید؛ اینکه بپرسید در کلاس‌های قبلی از چه چیزی رضایت داشته یا ناراضی بوده‌اند.
بپرسید چه مسئولیت‌هایی باید ایجاد شود یا تداوم یابد؟ این بحث کوتاه به شما آگاهی می‌دهد تا کلاس خود را بهبود و آموزش برپایه یادگیری را ارتقا بخشید.

 

● کلاس‌های بزرگ‌تر، مدیریت بیشتر


چنانچه بنا به اهداف اداری تشکیل گروه می‌دهید، کلاس بزرگ، مدیریت بیشتری می‌طلبد . به عنوان نمونه، هر گروه می‌تواند یک کلاسور داشته باشد و نحوه تحویل برگه‌ها از دانش‌آموزان به شما یا از شما به دانش‌‌آموزان در آن مشخص شود.
در صورت داشتن گروه، باید فعالیت گروه کوچک‌تر را با سایرین در نظر بگیرید. اگر فعالیت گروه کوچک مدنظر شماست، باید کلاس را براساس نمرات قبلی آنها به ۲ قسمت تقسیم کنید. سپس گروه‌های دانش‌آموزان را از اول کلاس به وسط و از وسط به آخر ادغام کنید اما نه آن قدر ناهماهنگ باشد که این تغییر بی اثر شود.


● ترغیب دانش‌آموزان به گوش دادن


وقتی از دانش‌آموزان می‌خواهید در کلاس صحبت کنند، آنچه می‌گویند را تکرار نکنید. اگر آنچه می‌گویند را تکرار کنید، یاد می‌گیرند فقط به شما گوش کنند نه به یکدیگر. همچنین از دانش‌آموزان بخواهید در مورد صحبت‌های دیگران اظهار نظر کرده یا آنچه گفته شده را خلاصه کنند.
افراد به خصوص آنهایی که قدرت کمتر و موقعیتی پایین‌تر نسبت به شما دارند، به شما گوش نخواهند داد؛ مگر اینکه احساس کنند شما به آنها گوش می‌دهید یا گوش خواهید داد.

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 9:37 ] [ علی محمدی ] [ ]

بوق‌ خودروها، آژیر آمبولانس‌ها، صدای بلندگوهای نان خشکی‌ها و نمکی‌ها و دستفروشان دوره‌گرد، بوی غذاهای گوناگون ـ که از خانه‌های اطراف مدرسه متصاعد می‌شود ـ سروصدای دانش‌آموزانی که در حیاط مدرسه در حال ورزش هستند، صدای ناهنجار کولر، صدای گوشخراش پنکه سقفی نیمه مستعمل کلاس و غیره از جمله عوامل مخل و سرباری هستند که مانع تمرکز حواس دانش‌آموزان در کلاس درس می‌شوند و بر آموزش و یادگیری آنها اثرات منفی دارد و آنها را دچار افت تحصیلی می‌کند.
یک معلم فهیم باید این عوامل مخل و سربار را شناسایی کرده و حتی‌المقدور درصدد رفع و یا کاهش آنها برآید.
● عوامل مخل و سربار کدامند؟
عوامل مخل و سربار به آن دسته از عواملی گفته می‌شود که مانع توجه و دقت دانش‌آموزان به مطالب گفته شده از سوی معلم کلاس است و شرایط آرمانی برای برقراری ارتباط صحیح در کلاس را به هم می‌ریزند و در امر تدریس اخلال ایجاد می‌کنند. عوامل مخل و سربار ممکن است مربوط به معلم، دانش‌آموز، مطلب درسی، وسایل و ابزار و شرایط و موقعیت مربوط به محیط باشد.
▪ عوامل مخل مربوط به معلم
معلم ممکن است با مشکلاتی از این قبیل که در برقراری ارتباط با شاگردان اخلال ایجاد می‌کند مواجه باشد. نارسایی صدا، نامفهوم بودن بیان، بی‌حوصلگی و کسالت، داشتن لهجه، ضعف شنوایی و بینایی، ناآشنایی با اصول و فنون معلمی، عدم تسلط کافی به مطالبی که تدریس می‌کند و غیره.
▪ عوامل مخل مربوط به دانش‌آموز
دانش‌آموزان هم ممکن است مشکلاتی از این قبیل داشته باشند. مشکلات روانی و شخصیتی از قبیل حواس‌پرتی، نگرانی و اضطراب، کمرویی و خودنمایی، ضعیف بودن در درس، ضعف بینایی و شنوایی، مشکل بیان و غیره.
▪ عوامل مخل مربوط به مطلب درسی
مطالب مورد تدریس ممکن است مبهم و نارسا، بسیار مشکل و یا بیش از حد آسان باشند، همچنین ممکن است مطالب درسی مطابق با ذوق و علاقه دانش‌آموزان تهیه و تنظیم نشده باشند.
▪ عوامل مخل مربوط به وسایل و محیط
ممکن است وسایلی که معلم قصد استفاده از آنها را دارد خراب باشد. به عنوان مثال اگر معلم طبق طرح درس قرار است از ضبط صوت استفاده کند و این دستگاه درست کار نکند، در کار معلم اخلال ایجاد می‌شود. همچنین ممکن است محیط داخل و خارج از کلاس در کار تدریس اخلال ایجاد کند.
● سروصداهای نامطلوب در فضاهای آموزشی
سروصدا و اصوات نامطلوبی که برای دانش‌آموزان ایجاد اختلال و مزاحمت می‌کند و در کاهش بازده آموزشی، ایجاد خستگی، تحریک اعصاب و افزایش فشارخون نقش مؤثری دارند به سه گروه تقسیم می‌شوند:
الف) سروصدای ناشی از ترافیک هوایی (فرودگاه‌ها و خطوط هوایی) و ترافیک زمینی (قطار، خودرو و غیره).
ب) سروصدای ناشی از کارگاه‌های صنعتی و مراکز تجاری.
ج) سروصدای بازی بچه‌ها در فضاهای باز و سایر کلاس‌ها.
به عبارت دیگر اصوات نامطلوب در فضاهای آموزشی یا منشاء خارج از مدرسه دارند یا دارای منشاء درونی در مدرسه هستند.
● وضع میز و نیمکت‌ها در کلاس درس
تناسب نداشتن میز و نیمکت با ابعاد بدنی دانش‌آموز، باعث ناراحتی‌های کمر و گردن، خستگی زودرس، افت تحصیلی و اختلال در فشار خون آنان می‌شود. امروزه ثابت شده است که میز و نیمکت باید با ابعاد بدنی دانش‌آموز متناسب باشد. در بسیاری از کشورها برای هر پایه تحصیلی نوع خاصی میز و نیمکت طراحی شده است که آن را با رنگ مخصوصی مشخص می‌کنند. با این اقدام، هم مانع جابه‌جایی میز و نیمکت‌ها می‌شوند و هم به مدرسه جذابیتی خاص می‌دهند.
رنگ‌آمیزی نامطلوب دیوارها، در و پنجره‌ها و نیمکت‌های کلاس می‌تواند زمینه کسالت، خمودگی، بی‌تحرکی، عصبانیت، اضطراب و افسردگی دانش‌آموزان را فراهم آورد. همان‌طوری که رنگ در صنایع غذایی، دارویی، پوشاک و غیره تأثیر دارد، می‌تواند روی اعصاب و همچنین حواس انسان مؤثر باشد. بسیاری از افراد بزرگسال در برابر رنگ و تغییر رنگ فوراً عکس‌العمل نشان می‌دهند، این حساسیت در دنیای کودکان بیشتر و ملموس‌تر است. دانشمندان ثابت کرده‌اند در تخیلات و حالات عاطفی کودکان و نوجوانان، رنگ‌ها، تعیین‌کننده هستند. برای آنها هر کدام از رنگ‌ها می‌تواند وسیله شادی، غم، ترس، لذت، دوست داشتن، انتقام، بزرگی و کوچکی باشد. کودکان و نوجوانان می‌توانند بسوی رنگ‌ها کشیده شوند یا از آنها دوری کنند. رنگ وسیله‌ای برای حالت بخشیدن در طبیعت است. گلهایی که گرده‌افشانی آنها به وسیله حشرات صورت می‌گیرد، برای جلب توجه حشرات، رنگ‌های شاد و زیبایی دارند. رنگ حتی در بناها و ساختمان‌ها، اثرات مثبت یا منفی در بیننده ایجاد می‌کند. متأسفانه تاکنون رنگ در بعضی از مدارس نقش جدی خود را ایفا نکرده و سوای رنگ سبز، تابلوها آثار روان‌شناسی رنگ در بسیاری از آموزشگاه‌ها نادیده گرفته شده و استفاده بهینه از آن صورت نگرفته است. در بسیاری از مدارس موزاییک‌ها به رنگ تیره و میزها و نیمکت‌ها سربی رنگ است و گویی همه و همه دست به دست هم داده‌اند تا ذهن دانش‌آموزان را آزار داده و آنان را از مدرسه و درس فراری دهند! باید اذعان داشت برای رنگ‌آمیزی دیوارهای داخل کلاس‌ها معمولاً از رنگ‌های آرام نظیر کِرم و بژ استفاده می‌شود.
برای راهروها و راه‌پله‌ها می‌توان از رنگ‌های سرد و آرام نظیر آبی و سبز کم‌رنگ استفاده کرد. این رنگ‌ها در کنترل هیجانات روحی تأثیر بسزایی دارند و علاوه بر آرامش محیط از حوادث احتمالی دانش‌آموزان نیز، می‌کاهند.
● نبودن نورکافی
یکی دیگر از عوامل مخل و سربار در کلاس درس، نبودن نور کافی است. نور یکی از اصول مهم در طراحی فضاهای آموزشی و تأمین آسایش چشم است. لذا برای کارایی بیشتر دانش‌آموزان و همچنین رعایت بهداشت فردی و نیز ایجاد رغبت در آنها باید نور کلاس مناسب باشد. نور کلاس باید به گونه‌ای تنظیم شود که دانش‌آموزان علاوه بر دید خوب بر روی مــیز خود،‌ بتوانند از فاصله شش متری تخته کلاس را ببینند و نور باعث چشم‌زدگی و خیرگی نشود. بهترین نور استفاده از نور طبیعی است که به وسیله پنجره‌ها تأمین می‌شود و در صورتی که تأمین نور طبیعی امکان نداشته باشد می‌توان از نور مصنوعی استفاده کرد.
تأمین نور کافی و مناسب در مدارس باعث افزایش میل و رغبت به کار، دقت در عمل و افزایش بازدهی می‌شود. حفظ سلامت چشم و قدرت بینایی، کاهش خستگی و در نهایت اثر مطلوب در کیفیت آموزشی از جمله موارد مثبت نور مناسب در فضاهای آموزشی است.
گاهی اوقات با اقدامی بسیار ساده و عملی می‌توان در افزایش روشنایی کلاس‌ها مؤثر بود. به طور مثال گردگیری به موقع لامپ‌ها، تعویض لامپ‌های سوخته و لامپ‌هایی که سوسو می‌زنند. استفاده از رنگ‌های روشن در کلاس از این موارد است. باید حتی‌الامکان ردیف چراغ‌ها عمود بر تخته تدریس و ردیف نیمکت‌ها در نظر گرفته شود.
● سردی و گرمی هوای فضای آموزشی
احساس ناراحتی از گرما فقط به خاطر درجه بالای حرارت هوا نیست. سازگار شدن با دمای هوا تحت تأثیر سه متغیر قرار دارد: درجه حرارت هوا، میزان رطوبت هوا و شدت جریان هوا، فشار روانی ناشی از کار کردن در محیط گرم می‌تواند، احتمال خطر کردن معلم و دانش‌آموز را هنگام کار بالا ببرد و بهره‌وری آنها را کاهش دهد. در هوای گرم، بنیه و توان افراد کاهش می‌یابد و کار کردن طولانی مدت در زیر بار ترکیبی از حرارت و تقلای بدنی، آنها را افسرده می‌کند. براساس مطالعات انجام شده، سرمای شدید نیز بر عملکرد کسانی که برای انجام فعالیت به تمرکز فکری نیاز دارند، مؤثر است و توجه آنها را نسبت به محرک‌های اطراف کاهش می‌دهد. فرد در چنین موقعیتی مستعد خطا کردن می‌شود.
وقتی درجه حرارت پایین است، انگشتان دست حالت بی‌حسی پیدا می‌کنند و کارایی فرد برای انجام فعالیت‌های دستی تا حد زیادی کاهش می‌یابد.
براین اساس، برای افزایش بهره‌وری بیشتر در فضاهای آموزشی، باید دمای هوا را با توجه به موقعیت جوی موجود تعدیل کرد تا معلمان و دانش‌آموزان بتوانند در آرامش بیشتری به فعالیت بپردازند.
● نتیجه‌گیری
عوامل مخل، عواملی هستند که در امر یادگیری و تمرکز حواس دانش‌آموزان در کلاس درس، اخلال ایجاد می‌کنند.
این عوامل ممکن است مربوط به معلم، دانش‌آموز، مطالب درسی و وسایل و محیط باشند.
عواملی که در محیط داخل و خارج از کلاس ایجاد مزاحمت و اخلال می‌کنند بسیارند، به عنوان نمونه صدای زیاد بخاری یا کولر، نبودن نور کافی در داخل کلاس و سروصدای شاگردان در حیاط مدرسه، صدای بوق و موتور اتومبیل‌ها، قطارها در خارج از کلاس، مانع از برقراری ارتباط در کلاس درس می‌گردند.
وظیفه معلم آگاه و دیگر دست‌اندرکاران امر آموزش و پرورش، آن است که این عوامل را چه در داخل و چه در خارج کلاس شناسایی کنندو حتی‌المقدور در صدد رفع یا کاهش آنها برآیند.
محلی که برای ساخت مدرسه در نظر گرفته می‌شود باید ضمن نزدیک بودن به مسیر وسایل نقلیه عمومی، از کارخانه‌ها، خطوط راه‌آهن و شاهراه‌ها، بیمارستان، گورستان، کشتارگاه، دامداری، مرغداری، دباغ‌خانه، محل انباشتن زباله و کود، مراکز پرسروصدا و پررفت و آمد و سایر مراکز که به نحوی ممکن است ایجاد مزاحمت، دود، بو، گردوغبار و سروصدا کند،‌ دور باشد.
مدرسه باید حداقل ۵۰۰ متر با مراکز و محل‌های مذکور و مزاحم فاصله داشته باشد.

[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 9:36 ] [ علی محمدی ] [ ]

نشاط، تحرک، پویایی، شادابی و... از ویژگی‌های نسل جوان است و موافق طبع و مقتضیات فطری اوست.
خمودگی،‌سستی، انزوا، بی‌تحرکی، غمناکی، پژمردگی، آفت بزرگ و مانع عظیم رشد و شکوفایی و خلاقیت و کارآمدی نسل جوان است. جلوگیری از نشاط و شادابی جوانان و جلوگیری از بروز احساسات و هیجانات عاطفی آنان، موجب سرخوردگی و بروز بیماری حقارت و عقده‌های روحی و روانی است. اسلام دین زیبایی و نشاط و دینی آسان و منعطف است.
انبساط روحی، بهجت افزایی و خنده‌رویی از زمینه‌های رشد و شکوفایی جوان و زمینه‌ای برای تخلیه عقده‌های روحی و فشارهای روانی است.
● شاداب سازی محیط مدارس
نشاط، تحرک، پویایی، شادابی و... از ویژگی‌های نسل جوان است و موافق طبع و مقتضیات فطری اوست.
خمودگی،‌سستی، انزوا، بی‌تحرکی، غمناکی، پژمردگی، آفت بزرگ و مانع عظیم رشد و شکوفایی و خلاقیت و کارآمدی نسل جوان است. جلوگیری از نشاط و شادابی جوانان و جلوگیری از بروز احساسات و هیجانات عاطفی آنان، موجب سرخوردگی و بروز بیماری حقارت و عقده‌های روحی و روانی است. اسلام دین زیبایی و نشاط و دینی آسان و منعطف است.
انبساط روحی، بهجت افزایی و خنده‌رویی از زمینه‌های رشد و شکوفایی جوان و زمینه‌ای برای تخلیه عقده‌های روحی و فشارهای روانی است.
● تاثیر نشاط روحی بر شکوفایی خرد و اندیشه
نشاط و انبساط روحی، یکی از متغیرهای موثر در شکل‌گیری شخصیت مثبت در کودکان و نوجوانان است و بالعکس، اضطراب و تشویش خاطر عامل مهمی در توقف استعدادهاست. روان شناسان حالت شادی را نتیجه عمل هماهنگ و منسجم و سامان یافته همه عواطف یک فرد می‌دانند و معتقد هستند که نشاط و آرامش روحی زمینه‌های باروری خرد و اندیشه را به وجود می‌آورد.
▪ چنانچه فردوسی می‌گوید:
ـ چو شادی بکاهد، بکاهد روان
ـ خرد گردد اندر میان ناتوان
امروز تحقیقات مربوط به اعصاب و روان نشان داده است که یادگیری انسان و ساماندهی رفتار کودک در گرو نشاط و شادابی و هیجانات مثبت اوست و خلاقیت، شکوفایی استعدادها در گرو نشاط و انبساط روحی انجام می‌شود.
دستورات اسلام منطبق بر فطرت و ماهیت انسان‌هاست و از ویژگی‌ انسان‌ها، شور، نشاط، پویایی،‌تحرک و شادابی است و این ویژگی‌هاست که به انسان‌ها امید به زندگی می‌دهد و انسان‌ها را برای عبور از مشکلات و سختی‌ها یاری داده و از دامنه‌ها به قله می‌کشاند.
در حالی که انسان افسرده، انسان غمناک، انسان بی تحرک، احساس خستگی و درمانگی و بی‌پناهی می‌کند، احساس ناامیدی و یأس و بدبینی دارد و او را در برابر مشکلات ناتوان و عاجز می‌گرداند و از قله‌ها به دره‌ها و سنگلاخ‌ها می‌کشاند.
ما نباید جاذبه‌ها و انگیزه‌های گرایش به اسلام و معنویت را از نسل جوان بگیریم. نباید نسل جوان احساس کند که دین اسلام فقط شامل یک سری امر و نهی‌های خشک و غیرمنعطف و حزن‌انگیز است و با لذت و شادی مخالف است.
اگر ما شرایط و زمینه را برای ابراز هیجانات و تخلیه احساسات به وجود نیاوریم، زمینه برای اختلالات روانی و رنجوری و افسردگی فراهم می‌شود. نشان‌دادن چهره خشن و متصلب از اسلام ظلم به اسلام است.
● تجلی ظاهری هیجانات درونی
با توجه به این که نشاط و سرور مانند هر هیجان و احساس دیگر تجلی ظاهری ویژه‌ای دارد مثلا تظاهر شادی گاهی در خنده، گاهی در دست زدن و گاهی در فریاد و از جا پریدن جلوه می‌کند. ما نباید از این تجلیات درونی برداشت‌های منفی و غلط داشته باشیم. ما نباید اگر بچه‌ها و دانش‌آموزان ما به خاطر ابراز خوشحالی از یک پیروزی و یا برای انجام تشویق در یک موضوع مورد علاقه خود فریاد زدند یا دست زدند آنها را از این کار منع نماییم.
همان‌گونه که یکی از تجلیات بروز احساسات و عواطف و علایق مذهبی و دینی ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است و این شعار الهی نیز زیبایی خاصی دارد. چون سلام و درود، ارزش‌گذاری و ارجمندی است که ثمره آن و انعکاس آن به خود انسان برمی‌گردد و موجب ارتقای معنویت و آرامش و ارضای روحی می‌شود.
اقدام به این فضیلت بزرگ و مقدس نیز توجه بر اصل تربیتی، الگوسازی و الگوپذیری و الگوگیری و عاطفه‌ورزی و همانندسازی آگاهانه است. این امر است که فرایند تعلیم و تربیت را غنای ویژه‌ای می‌بخشد.
بنابراین به این مهم نیز باید توجه ویژه‌ای شود و یا مسئله عزاداری و گریه کردن و سینه‌زنی که یکی دیگر از زمینه‌های بروز و ظهور احساسات و عواطف دینی است که در سوگ فرزانگان و شهدای راه فضیلت انعکاس عینی و ظاهری می‌یابد و به صورت گریه یا سینه زدن تجلی می‌کند.
با این کار، هم یاد و نام و آرمان آنان زنده نگاه داشته می‌شود و هم موجب تخلیه عقده‌ها و کینه‌ها و تجلی خشم علیه ستم‌پیشگان می‌شود و هم زمینه هوشیاری و بیداری و دشمن‌شناسی را فراهم می‌سازد و این شیوه نیز باید به عنوان یک اصل تربیتی مورد توجه قرار گیرد.
● ممنوعیت سرکوبی غرایز
پس همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، هرکدام از مسائل مذکور تجلی نوعی از احساسات و غرایز و عواطف طبیعی و ذاتی کودکان و نوجوانان و جوانان است و جلوگیری و سرکوب هریک از آنها موجب خسارات جبران‌ناپذیری بر شخصیت و روح و روان آنان خواهد شد.
خداوند هیچ استعدادی را در ذات انسان قرار نداده است، مگر اینکه برای آن علت و فلسفه و فوایدی منظور کرده است و سرکوب استعدادها مغایر اراده خداوند است. بنابراین کار معلم، وظیفه مربی و رسالت تعلیم و تربیت، سرکوب غرایز و استعدادها نیست. بلکه شناسایی استعدادها و سپس هدایت و جهت دادن استعدادها و غرایز در مسیر فلسفه خلقت و اراده و تدبیر خداوند است. البته این کار سختی است اما مهم است و متأسفانه مسئولان تعلیم و تربیت ما در این رابطه دو مشکل بنیادین دارند.
برخی به خاطر نگاه‌های تک‌بعدی خود مشکل بینشی و نگرشی نسبت به فلسفه وجودی استعدادها و غرایزی که ذکر شده، دارند و برخی دیگر مشکل روشی دارند یا در کاربرد استعدادها در زمان و مکان و موقعیت‌های ویژه اشتباه می‌کنند و نمی‌توانند دانش‌آموزان را به نحوی آموزش دهند که در کجا شادی کنند و در کجا صلوات بفرستند و در کجا عزاداری کنند. چگونه و به چه میزان شادی کنند؟ معلوم کنند که دامنه شادی و غم تا کجاست؟ مرزهای مجاز و غیرمجاز آن تا چه حد است؟
باید نظام تعلیم و تربیت درصدد نشان دادن زیبایی‌ها و جاذبه‌های دینی به نسل جوان باشد. نباید جوانان فکر کنند هرچه زیبایی است مربوط به نوآوری‌های جدید است و هرچه امور خشن و زمخت است مربوط به سنت‌های دینی است.
باید مربیان و معلمان دلسوز پل ارتباطی رنگین و شاداب و پر نشاطی بین گذشته و حال و سنت‌های دینی با نوآوری‌ها و نیازهای معقول جدید ایجاد کنند. به نحوی که نه آرمان‌ها و اصالت‌ها خدشه‌دار شود و فراموش شود و نه جوانان و نوجوانان ما از جاذبه‌های نوآوری و زیبایی‌های مشروع محروم شوند. امام صادق(ع) در مورد ویژگی شیعیانش چنین می‌فرمایند: پیروان ما از مازاد سرشت و طینت ما آفریده شده‌اند.
در خوشحالی ما خوشحال و در اندوه ما غمناکند. باید بچه‌های ما آموزش ببینند که شادی و غم آنان چگونه متجلی شود و چگونه تعدیل یابد. چون در اسلام نشاط و شادابی تعدیل نشده و یا افسارگسیخته نداریم و توجه به اصل تربیتی نشاط و سرور در جوانان نیز نمی‌تواند موجب لطمه زدن به شخصیت آنان شود یا محیط اجتماعی را محکوم کند به عزاداری و همان‌گونه که صلوات نیز با همه محاسن و فوایدی که دارد نباید خلاف عرف و منطق انجام شود که خدای نکرده موجب بیزاری از دین شود.
● با زندگی همراهی کنید
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و با مسئله‌هایی روبه‌رو است اما آیا به این معناست که بگذارید زندگی روند خود را طی کند؟ به طور مسلم نه. در عوض می‌توانید روشی در پیش گیرید که به بهترین شکل ممکن با مسئله‌ها روبه‌رو شوید و بیشترین تلاش خود را در این زمینه نشان دهید. در این صورت، متوجه راه‌های جدیدی شده و با کشف آن، انرژی تازه‌ای کسب می‌کنید.
● مثبت بیندیشید و مثبت عمل کنید
برای شاد بودن باید فکرهای خود را عوض کنید، اما منتظر از راه رسیدن احساس‌ها نباشید. احساس‌ها پس از عمل‌کردن، از راه می‌رسند. اگر می‌خواهید شادتر باشید، شادمانه‌تر عمل کنید. اگر می‌خواهید منش دوستانه‌تری داشته باشید، دوستانه‌تر عمل کنید. بنابراین علاوه بر اینکه مثبت می‌اندیشید، مثبت نیز عمل کنید.
● آنچه را می‌خواهید، طلب کنید
به جای شکایت کردن و متهم کردن دیگران به دنبال خواسته‌های خود بروید، انتخاب با شماست. می‌توانید به همین رویه ادامه دهید و از هرچیز و هر کس شکایت کنید و همچنان چیزی نصیبتان نشود یا می‌توانید آنچه را می‌خواهید، طلب کرده و به دنبال تحقق یافتنش باشید.
● لذت از رسیدن به خط پایان
به هدف نرسیدن به معنای شکست نیست،‌بلکه به این معنی است که شما به تمرین و تجربه بیشتری نیاز دارید. به راحتی تسلیم نشوید و اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه‌ای تحت تاثیر قرار دهد که همه تلاش‌های خود را از بین ببرید. به راه خود ادامه دهید و لذت به خط پایان رسیدن را تجربه کنید.
● در زمان حال زندگی کنید
به لحظه حال آگاه باشید و در گذر آن منتظر آینده باشید تا بتوانید از فرصت‌ها سود ببرید. در گذشته سیر کردن و غم آن را خوردن، چشم‌هایتان را به روی امکانات و فرصت‌های حال می‌بندد و در عین حال، آینده را نیز از دست خواهید داد. شادی، محصول زندگی کردن در لحظه حال است که تکیه گاهی برای رسیدن به آینده‌ای فوق‌العاده است. فقط با آنچه امروز انجام می‌دهید می‌توانید آینده خود را تحت تاثیر قرار دهید.
● ورزش کنید
فعالیت فیزیکی منظم، یکی از موثرترین تکنیک های شاد بودن است. ورزش را برای خود یک عادت کنید. هر روز فقط ۱۰دقیقه پیاده روی کنید. عذر و بهانه نیاورید. اگر هوا به شدت بارانی یا برفی است، دور خانه، تند و چابک قدم بزنید. اگر هوا عالی است، از منزل بیرون بروید و از شگفتی‌ها و زیبایی‌های زمستان لذت ببرید. ورزش را به سرگرمی تبدیل کنید. برنامه‌های ورزشی را آهسته شروع کنید و برای اجتناب از آسیب به تدریج بر زمان و شدت آن بیافزایید.
● برای داشته‌ها سپاسگزار باشید
یکی از راه‌های مهمی که تاثیر نگرش مثبت را حفظ می‌کند، داشتن نگرشی همراه با قدردانی به زندگی است. در این لحظه در هر موقعیتی که هستید هنوز هم چیزهایی وجود دارند که بابت آنها سپاسگزار باشید. مانند سلامت جسمی و روانی، وجود خانواده، دوستان و... به اطرافتان و جایی که در آن زندگی می‌کنید، نگاه کنید، داشته‌های خود را در نظر بیاورید، شغل و همه موهبت‌هایی را که از آن برخوردار هستید.
شکرگزار بودن یکی از عوامل مهم شادمانی است. اگر قدردان‌داشته‌های خود باشید، شخصی شاد و خوشحال خواهید بود. از طرف دیگر اگر همواره به نداشته‌های خود فکر کنید، بیشتر احساس بدبختی و بیچارگی می‌کنید.
اگر دائم در این مورد فکر کنید که چقدر خوشبخت هستید و بابت آن سپاسگزار باشید، این نگرش به کل زندگی شما سرایت می‌کند. فهرستی از همه چیزهای با ارزشی که دارید تهیه کنید، هر زمان که احساس افسردگی و کسالت کردید به آن مراجعه کنید و آن را بخوانید.

منبع : aftab.ir - آفتاب

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 9:35 ] [ علی محمدی ] [ ]

کودکان امروز، لازم است بزرگسالانی خلاق و مبتکر باشند، زیرا جهان به سرعت در حال تغییر و دگرگونی است و آنان نیاز دارند برای رویارویی با مشکلات و فائق آمدن بر آنها خلاقانه فکر و عمل کردن را بیاموزند.
بیشتر بزرگسالان هیچگاه فکر نمی‌کنند که چگونه می‌توانند خلاق و مبتکر شوند، زیرا نه یک رشته هنری خاص را که منجر به شکوفا شدن استعدادهای آن‌ها شود، دنبال می‌کنند و نه سعی دارند میان دانسته‌ها و پدیده‌های محیطی‌شان ارتباطی جدید برقرار کنند. در صورتی که خلاقیت، ابتکار و نوآوری مرحله‌ای از رشد عقلی است که می‌تواند منجر به ساخت و ایجاد موقعیتی برای راحت‌تر زیستن شود. همه ما از حاصل فکر افراد خلاقی که در گذشته به نحوی از قدرت تخیل، تفکر و برقراری روابط میان آنها استفاده کرده‌اند، بهره‌ می‌بریم. آنها آنچه را که نبوده، ولی قابلیت بودن را داشته است، ساخته‌اند.
برای خلاق بودن نیازی به داشتن هوش و ذکاوت بالا نیست. به عبارت دیگر، یک فرد خلاق الزاما فردی باهوش نیست، بلکه تنها با استفاده از تجربه، آزمایش و البته کنجکاوی و بررسی درباره پدیده‌های محیطی‌اش قوه خلاقیت و ابتکار خود را متجلی می‌سازد.
خلاق بودن به معنای ایجاد تغییراتی در محیط برای کشف ناشناخته‌ها و روابط جدید است. کودکان ذاتاً خلاق‌اند، به شرط آنکه بتوانیم شرایط و موقعیتی برایشان فراهم آوریم که سرشار از ایده‌ها و ابتکارات جالب باشد و آن‌ها بتوانند بدان وسیله استعدادها و مهارت‌های ناشکفته خود را شکوفا سازند و فرصتی برای رشد و پرورش نیروی خلاقانه‌شان پیدا کنند.
کودکان، تخیلات، ایده‌ها و افکار خود را به به کار گرفتن روش‌های گوناگون و خاص خود بیان می‌کنند. آنها نقاشی، می‌کشند داستان می‌نویسند، نقش بازی می‌کنند، یک قطعه موسیقی می‌سازند، کاردستی درست می‌کنند، و یا مسأله حل می‌کند. کودکان برای ارائه‌ کارهای خلاقانه خود نیازمند ایده و اطلاعات خاص‌اند که با ترکیب کردن آنها بتوانند قوه ابتکار و نوآوری‌شان را نمایش دهند. کتاب، بازی‌های گوناگون، لوازم و مواداولیه خام، نوارهای موسیقی عروسک‌های نمایشی و... همگی می‌توانند انگیزه و عاملی برای احیا و بروز خلاقیت هنری ـ علمی بچه‌ها باشند.
اسباب بازی‌ها و وسایلی که ساخته فکر بزرگسالانند، هیچگاه نمی‌تواند خلاقیت کودک را برانگیزند.
تجاربی که کودکان در سال‌های اولیه رشدشان از محیط کسب می‌کنند، اندوخته‌ای برای تفکر خلاقانه آنان به حساب می‌آید، هر قدر این دانسته‌ها و اطلاعات بیشتر و متنوع‌تر باشد، پیش‌ زمینه بهتری برای پرورش و بروز خلاقیت در خود ذخیره خواهند کرد.
● تعریف خلاقیت
قبل از ورود به موضوع بررسی راه‌های ایجاد خلاقیت، ارائه تعاریف گوناگونی که از آن شده است و نیز عوامل موثر بر آن ضروری می‌نماید. دانشمندان و صاحبنظران تعاریف متعدد و متنوعی از خلاقیت ارائه داده‌اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌نماییم.
پاپالیا خلاقیت را در دیدن چیزها با یک نظر نو و غیرمعمولی و دیدن مشکلاتی می‌داند که هیچ کس دیگر وجود آنها را تشخیص نمی‌دهد و سپس ارائه رهیافت‌های جدید، غیرمعمولی و اثر بخش را ذکر می‌کند.
موریس دبس معتقد است خلاقیت فرآیندی فکری است که مربوط به تفکر واگراست که تحلیل را به کار می‌برد و نوآوری را در سطوح مختلف افزایش می‌دهد. ارلیچ می‌گوید: خلاقیت عبارت است از تجدید سازمان تجاربی که منحصر به فرد بوده و متفاوت از دانسته‌های قبلی است. اندرسن خلاقیت را عمیق‌تر کردن، دوباره نگاه کردن و خط زدن اشتباهات معنی می‌کند و مکنیون معتقد است خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو است، باید مشکل گشا باشد و متبکرانه صورت گیرد. گیلفورد خلاقیت را مجموعه‌ای از توانایی‌ها و خصیصه‌ها می‌داند که موجب تفکر خلاق می‌شود. به عقیده‌ی تایلور، خلاقیت شکل دادن به تجربه‌ها در سازمان‌بندی‌های تازه است. استین خلاقیت را فرآیندی تعریف می‌کند که نتیجه آن کار تازه‌ای است که توسط گروهی در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضایت بخش مقبول واقع می‌شود.
مایرووایز برگ عقیده دارند خلاقیت توانایی حل مسایلی است که فرد قبلا حل آنها را نیاموخته باشد. بسیاری از افراد هنگامی که عبارت شخص خلاق را می‌شنوند احتمالاً فردی مشهور و خارق‌العاده را در نظر دارند که کارهای غیرمعمولی و شگفت‌انگیز و غیر مترقبه انجام می‌دهد. با این طرز تفکر خلاقیت فقط در اختیار عده خاصی قرار گرفته و نشان می‌دهد که تعداد بسیار کمی از افراد می‌توانند خلاق باشند، در حالی که خلاقیت فرد را توصیف نمی‌کند بلکه ایده و تولیدش را که به طرز مناسبی تازگی دارد تعریف می‌کند. بدین معنی خلاقیت چیزی نیست که در اختیار گروه خاصی از افراد باشد بلکه یک ظرفیت ذهنی است که همگی افراد نسبت یا درجه‌ای از آن را در اختیار دارند و با تربیت صحیح می‌توانند آن را شکوفا کنند و به فعلیت‌ برسانند.
رابرت استین می‌گوید: من بعد از ۲۰ سال تحقیق و بررسی دریافته‌ام که همه انسانها از قوه خلاقیت برخوردار هستند و استثنایی وجود ندارد. به عبارت دیگر می‌توان این گونه نتیجه گرفت که خلاقیت ذاتی نیست، فقط ممکن است عده‌ای از خلاقیت بیشتری برخوردار باشند و بقیه می‌توانند در صورت پرورش مطلوب از خلاقیت مناسب بهره‌مند شوند.
● عوامل موثر بر خلاقیت
۱) علاقه: کارهای خلاقانه به استناد تحقیقات همیشه با علاقه‌ زیادی همراه بوده‌اند.
۲) اطلاعات: خلاقیت فعالیتی فکری و در عین حال مبتنی بر اطلاعات است. اگر تفکر را عامل یا جریان اصلی خلاقیت بدانیم اطلاعات نیز ماده اولیه یا اساسی آن محسوب می‌شود.
۳) انگیزه: با توجه به نتایج تحقیقات انجام گرفته، معلوم می‌شود وقتی انگیزش درونی حفظ شود، خلاقیت نیز حفظ خواهد شد.
۴) افزایش سرعت واکنش: غنی بودن آموزش و پرورش، توسعه اطلاعات و افزایش سرعت واکنش افراد نسبت به انگیزه‌های محیطی برکیفیت خلاقیت می‌افزاید.
۵) افزایش حل مساله و تصمیم‌گیری: اگر بتوانیم قدرت تصمیم‌گیری و مهارت حل مساله را به گونه‌ای تلفیق نماییم به حصول تفکر خلاق کمک نموده‌ایم و زمینه‌های لازم برای پرورش خلاقیت را فراهم آورده‌ایم.
۶) اعتماد به نفس و نترسیدن از ابراز عقاید: اگر شخصی از اعتماد به نفس کافی برای ارائه افکار و عقاید به خود برخوردار باشد و از تمسخر و افکار منفی دیگران نهراسد، خلاقیت او افزایش می‌یابد. قدرت تفکر خلاق از نگاه آدمی به فراسوی تجارب و خارج کردن خود از بن‌بست‌ها و محدودیت‌ها ریشه می‌گیرد و فرد را از حالت خشک و قالبی گذشته به سوی اندیشه‌های آزاد و ارائه نظریه متفاوت سوق می‌دهد.
۷) مکنیون معتقد است که اگر چند اصل را رعایت کنیم زمینه برای پرورش خلاقیت را فراهم کرده‌ایم.
این اصول به شرح زیر است:
ـ اظهار نظر کودکان را مورد انتقاد قرار ندهیم یعنی آن‌ها را از ارزیابی و قضاوت نترسانیم.
ـ درباره احتمالات و دیدگاه های خیالی با دانش‌آموزان بحث و گفتگو کنیم.
ـ با الگو قرار دادن خودمان، انتقادپذیری و در واقع تحمل دیدگاه های دیگران را به دانش‌آموزان آموزش دهیم.
۸) محیط مناسب: تجربیات عینی و تعامل با محیط یادگیری در شکوفایی خلاقیت نقش اساسی دارد. محیط غنی خانوادگی و نیز غنای محیط اجتماعی به لحاظ فرهنگی از عوامل موثر در خلاقیت کودکان و نوجوانان به شمار می‌آید.
اصولاً استعدادهای خلاق در محیط‌های مطلوب شکوفا و متبلور می‌شوند. بنابراین یکی از الزامات و روشهای مهم متبلور کردن خلاقیت به وجود آوردن فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است. بدین گونه که مسئولان باید به طور مستمر آمادگی شنیدن اندیشه‌های بدیع و نو را داشته باشند.
البته باید توجه داشت که عوامل فردی نیز نقش مهمی در بروز خلاقیت دارند، ولی نکته مهم این است که سهم محیط بسیار متغیرتر است، یعنی راحت‌تر می‌توان عوامل محیطی را تغییر داد تا ویژگی‌ها و توانایی‌های خود را .
تحقیقات نشان داده‌اند عوامل اجتماعی و محیطی نقش اصلی را در کار خلاق ایفا می‌کنند.
محققان معتقدند همه انسانها در کودکی از استعداد خلاق برخوردار هستند، لیکن نبود محیط مناسب و بی‌توجهی و تقویت نشدن این توانایی مانع بروز آن می‌شود.
● ویژگی های افراد خلاق
▪ افراد خلاق مسائل و وضعیت‌هایی را می‌بینند که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته‌ است. آن‌ها افکار، عقاید ودیدگاه های جدیدی ارائه می‌دهند که دیگران از آن عاجزند.
▪ اندیشه، فکر و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط داده‌، آن‌ها را بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند و به خلق آثار جدید می‌پردازند.
▪ از طرق معمول به بررسی هر موضوع می‌پردازند و به آنچه گذشتگان انجام داده‌اند اکتفا نمی‌کنند و نسبت به پیش فرض‌های قبلی گذشتگان تردید می‌کنند.
▪ فی البداهه از نیروی ذهنی و بینش بیشتری برخوردارند و از آنها کمک می‌گیرند و استفاده می‌کنند.
▪ در فکر و عمل از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند. مطالعاتی که «بارون» در زمینه شخصیت افراد خلاق انجام داده است نیز نشان می‌دهد که آنها در مقایسه با افراد عادی خوش‌بین‌تر و دارای انرژی روانی و جسمی استثنایی‌اند. زندگی آنها بیشتر است و به دنبال تنش‌اند یا از طریق آزاد شدن آن احساس لذت می‌کنند. افراد خلاق، کمتر ضعیف النفس بوده و از مسائل و امور آگاهند. آنان به مسائل بنیادی علاقه‌مندند و تمایل بسیاری به خطر کردن دارند این خصلت به آنها کمک می‌کند تا از شناخت منفی و بی‌تفاوتی بگذرند و به شناختی فعال برسند.
تورنس در پاسخ به این پرسش که ویژگی‌های شخصیتی چه نقشی در خلاقیت ایفا می‌کنند، گفته است: شخصیت هم می‌تواند خلاقیت را آسان سازد و هم مانع آن شود. ویژگی‌هایی از قبیل آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال اندیشه، پشتکار و پایداری، شهامت، استقلال رای، خودآغازگری، ابتکار، پرسشگری درباره موقعیت‌های معماگونه و درگیر شدن با امور دشوار، از جمله ویژگی‌های آسان‌ساز خلاقیت شمرده‌ شده‌اند. او می‌گوید: هر عملی که ما برای تشویق این گونه رفتارها انجام می‌دهیم، شخص را در جهت خلاقیت بیشتر سوق می‌دهد.
در مقابل ویژگی‌های شخصیتی بالا که موجب شکوفایی خلاقیت می‌شوند، ویژگی‌های دیگری وجود دارند که از بروز خلاقیت جلوگیری می‌کنند.
● موانع بروز خلاقیت
از آنجا که نظام‌های آموزشی نقش اساسی در شکوفایی استعدادهای بالقوه فراگیران دارند و ناکار آمد بودن این نظام‌ها خود بزرگترین مانع بروز خلاقیت و نوآوری است. برای جلوگیری خاموشی خلاقیت، بزرگان تعلیم و تربیت اصولی را پیشنهاد کرده‌اند که رعایت آنها در محیط‌های آموزشی به طور مرتب و مداوم و هماهنگ کمک خواهد کرد تا به جای خاموشی، خلاقیت رشد و توسعه پیدا کنند.
نظام آموزشی که علاقه‌مند به تربیت جامعه‌ای خلاق و جوشان است از انجام سه کار سخت پرهیز می‌کند:
۱) محدود کردن شاگردان به کتاب درسی و گفته معلم
۲) استفاده از روش‌های سنتی متکی به تکرار و تقلید در آموزش
۳) جلوگیری از شک و برخورد عقاید
معلمانی که فقط بر حفظ مطالب تاکید دارند با دادن اطلاعات صرف به دانش آموز و باز پس گرفتن اطلاعات، علاوه بر از بین بردن خلاقیت کودک به قدرت بیان، استدلال و ابداع او ضربه وارد می‌کنند و در نتیجه خلاقیت‌های او یا از بین میروند و یا کاهش می‌یابند. مربیان بنا به ضرورت شغلی خود مستقیماً می‌توانند حس طبیعی کودکان را تضعیف کنند و انگیزه‌ها را از بین ببرند و یا با ایجاد جوی مناسب سبب رشد و پرورش این استعدادها می شوند.
به طور کلی موانع خلاقیت در محیط مدرسه عبارتند از:
ـ تاکید زیاد برنمره دانش‌آموز به عنوان ملاک خوب بودن
ـ روش تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری، دانش آموزی که در این نوع سیستم تحصیل می‌کند مجالی برای بروز استعدادهای خلاق نمی‌یابد و به تدریج تحرک و پویایی خود را از دست می‌دهد.
ـ نبود شناخت در معلم نسبت به خلاقیت: وقتی معلم با خلاقیت و شیوه‌های پرورش آنان آشنا نباشد نمی‌تواند دانش آموز خلاق تربیت کند.
- نبود حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت‌های خلاق دانش آموزان: کمبودها تأثیر مخرب بر علاقه و انگیزش دانش‌آموزان دارد.
- اهداف و محتوای کتابهای درسی: چنانچه در یک نظام آموزش کتاب درسی به عنوان مهم‌ترین منبع تدریس و آموزش مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال در میان اهداف و محتوای آن چیزی به عنوان پرورش خلاقیت منظور نشده باشد، مسلماً دانش آموز آزادی عمل و توانایی لازم را نخواهد داشت.
- بی توجهی به تفاوت‌های فردی دانش آموزان
- نپذیرفتن ایده‌های جدید: برای دانش‌آموزی که از تفکر خلاق برخوردار است و میل به خلق ایده‌های نو دارد بسیار مایوس کننده خواهد بود که ایده‌ها و افکارش مورد بی‌توجهی معلم و یا دانش‌آموزان قرار گیرد .
- ارائه تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان
- استهزاء و تمسخر به خاطر ایده و یا نظر اشتباه
استفاده از سیستم پاداش و تنبیه: علمای تعلیم و تربیت بر این نکته معتقدند که آموزش مبتنی بر خلاقیت پربار تر از آموزش به وسیله اعمال قدرت است. شاگردی که با به کار بستن حداکثر ظرفیت انگیزش درونی کار می‌کند، دیگر نیازی به پاداش و تنبیه ندارد.
- نظارت و مراقبت شدید: دانش آموزی که دائماً تحت مراقبت و نظارت باشد، فرآیند خلاقیت در او کاهش می‌یابد و از ترس اینکه مورد نکوهش قرار گیرد، از انجام کار مورد نظرش منصرف خواهد شد.
● آموزش و پرورش و خلاقیت
از آنجا که دانش‌آموزان مدت زیادی را در مدرسه سپری می کنند و تجارب زیادی را در مدرسه فرا می‌گیرند، می‌توان مدعی شد آموزش و پرورش و مدرسه نقش مهم و اساسی در تحقق خلاقیت در دانش‌آموزان برعهده دارند.از این رو آموزش و پرورش باید سعی کند به طرق گوناگون زمینه‌های پرورش و بروز خلاقیت در دانش‌آموزان را فراهم آوردو بدین ترتیب موجب پرورش مهارت‌های شهروندی دانش آنان شود.
برخی از روش‌هایی که آموزش و پرورش برای پرورش خلاقیت دانش‌آموزان می‌تواند از آن‌ها بهره جوید عبارتند از:
ـ به دانش‌آموزان باید فهماند اطلاعات موقتی، غیرکامل و غیردقیق تلقی شوند و اینکه هرتجربه در نتیجه مواجهه با اطلاعات ایجاد شده است.
ـ دانش‌آموزان باید باور کنند که می‌توانند در به وجود آوردن اطلاعات سهیم باشند.
ـ دانش‌آموزان باید باور کنند که آنها اجازه سوال و انتقاد دارند. آنها باید همواره به اظهار داشتن عقاید خویش ولو بر خلاف معلم تشویق شوند و بیاموزند که فقط آن عقیده‌ای قابل پذیرفتن است که مستدل و مستند باشد.
ـ در اغلب آموزش‌های سنتی، فراگیران فقط در معرض مطالب و مهارت‌های ارائه شده از سوی معلم قرار می گیرند و مطابق برنامه از پیش تعیین شده حتی در جزییات پیش می‌روند ولی در آموزش خلاقانه فراگیرنده نقش فعال ایفامی کند و مربی به جز در کلیات در جهت اصلی آموزش نقش تعیین کننده‌ای ندارد.
ـ دانش‌آموزان باید به مجموعه‌ای غنی و ارزنده از اطلاعات دسترسی داشته باشند. تجهیز مدارس به کتابخانه‌ها و پایگاه‌های اطلاعاتی می‌تواند منابع این اطلاعات را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهد.
ـ خلاقیت از طریق آزمایش، تجربه و کندوکاو توسعه می‌یابد. بنابراین زمینه‌ها و کسب تجربه و انجام آزمایش و ایجاد کنجکاوی را باید برای دانش‌آموزان فراهم کرد و آن را مورد حمایت قرار داد.
ـ برنامه‌های آموزش و محتوای مطالب حتی‌الامکان باید در جهت رشد و توسعه فکر واگرا به جای تفکر همگرا باشند.
ـ شناخت علایق و انگیزه‌های عاطفی و غیرعاطفی هر یک از فراگیرندگان برای پیشبرد امر آموزش خلاقیت اساسی و ضروری است، زیرا انگیزه و علاقه نقش مهم و اساسی را در بروز خلاقیت ایفا می‌کند.
ـ مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله آموزش باید کاربردهای علمی و ملموس در کار و زندگی فرد داشته باشد.
ـ امید به آینده و ایمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش مستمر نصیب فراگیر خواهد شد باید در دوره‌های آموزش خلاقیت مورد تاکید قرار گیرد تا انگیزه بیشتری برای فراگیرنده بوجود آید.
ـ تجسم وضع آینده و مقایسه آن با وضعیت فعلی کمک در یافتن راه حل‌های بدیع خواهد کرد.
ـ خود معلمان، هم در پرورش خلاقیت بسیار موثر هستند. نقش معلم در شناخت و هدایت استعدادها و باور کردن خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها بسیار تعیین کننده است، مربیان تا حدی می‌توانند مهارت‌های خلاقیت، مانند روش‌های تفکر درباره مسائل و قوانین علمی برای تدبیر راه‌های جدید نگرش به مسائل را هم آموزش دهند. چنین مهارت‌هایی را می‌توان مستقیماً آموزش داد. اما بهترین روش انتقال از طریق نمونه بودن خود مربی است.
ـ باید از روش‌های تدریس گوناگون استفاده کرد. دانش‌آموزان دارای تفاوت‌های فردی بیشماری هستند و هر یک مساله را به شیوه‌های خاص خود تجزیه و تحلیل می‌کنند پس یک روش یادگیری نمی‌تواند موفقیت همه بچه‌ها را تضمین کند.
● ویژگی‌های دانش آموز خلاق
خلاقیت، عبارت از قدرت استدلال، درک سریع مفاهیم و حافظه‌قوی در دانش‌آموز خلاق است. شاگردان خلاق لزوماً در آزمون‌های هوشی نمره چندان فوق‌العاده‌ای کسب نمی‌کنند. اما در آزمون‌های مربوط به سنجش مهارت‌های تفکر واگرا نمره بالایی به دست می‌آورند. بنابراین فقط اشخاص تیزهوش نیستند که می‌توانند خلاق باشند، بلکه با هوش متوسط هم می‌توان خلاق بود و کمبود خلاقیت را فقط به افرادی که عقب ماندگی ذهنی دارند می‌توان نسبت داد. نتایج تحقیقات تورنس راجع به رابطه هوش و خلاقیت نشان دهنده این است که معدل بهره هوشی دانش‌آموز خلاق بین ۹۷ تا ۱۲۶ است و در نتیجه بین شاگردان باهوش و خلاق تفاوت معنی داری در پیشرفت تحصیلی وجود ندارد.
دانش آموزانی که خلاقند راه حل‌های هوشمندانه برای مسائل ارائه می‌دهند. آنها در باز خورد و نگرش‌های خود مستقل و بی‌تعصب‌اند و ترجیح می‌دهند که در شرایطی باز و نامحدود (از نظر یادگیری) فعالیت کنند تا دیدگاه‌های خود را مطرح کنند. این کودکان به فعالیت‌های اجتماعی علاقه دارند. دختران خلاق علاقه دارند که بیشتر با پدر خود همسانی داشته باشند. دانش‌آموزان خلاق از خوانندگان کتاب و مجله به شمار می‌آیند و از مهم‌ترین قصایص آنها احساس بی‌شباهت بودن به دیگران است. آنها در فعالیت‌های گروهی غالباً نقش رهبر را به عهده می‌گیرند و برای مشورت، بیشتر به دوستان مراجعه می‌کنند تا والدین. آنها دارای تخیلی قوی‌اند حتی در کودکی دوست خیالی داشته‌اند. از جمله خصوصیات دیگر آنها رویاهای با شکوه و وحشت انگیز است که نشان از ناایمنی عمیقی است که در زیر ظاهر مطمئن‌شان پنهان است. شاگردان خلاق، آشوب‌گر و بی‌انضباط لقب گرفته‌اند. سوالات آنها عجیب و نامعقول جلوه می‌کند و باعث تهدید معلم می‌شود. از نظر اجتماعی کتزل و جکسون معتقدند که یکی از خصوصیات مهمی که کودک دارای خلاقیت سطح بالا را از کودک دارای بهره‌ی هوشی سطح بالا متمایز می‌کند توانایی یا گرایش فرد خلاق به خطر کردن است.
نیکسون، تورنس و ولی‌کاک تحقیقاتی انجام داده‌اند و ویژگی‌های دانش‌آموزان خلاق را این چنین عنوان کرده‌اند:
۱) این دانش‌آموزان از نظر هوش بالاتر از سطح متوسط هستند.
۲) از نظر هوش کلامی و فضایی بسیار برجسته‌اند.
۳) دارای ظرفیت‌های حافظه فوق‌العاده در سطح و نگهداری وقایع مختلف هستند.
۴) آماده‌اند امور و فعالیت‌های مختلف را تجربه کنند.
۵) از نظر فکری مستقل‌اند.
۶) از نظر اجتماعی، رفتاری مطلوب دارند.
۷) از نظر بیان، صریح و راحت‌اند.
۸) افرادی فعال و کنجکاوند.
۹) در حل مسائل و پاسخ به سوالات عموماً از تفکر واگرا برخوردارند. تفکر واگرا تفکری است که به گونه‌ای متفاوت از جریان عالم فکری جامعه به حل مسائل می‌پردازد.
۱۰) به مسائل مذهبی و فلسفی علاقه‌ نشان می‌دهند.
۱۱) عموماً مقاوم و با جرأت، انتقادپذیر و خستگی ناپذیرند.
۱۲) خود جوش، صادق و ساده‌اند.
اگر ویژگی‌های مزبور در یک فرد خلاق به طور کامل دیده نشود مطمئناً در گروه افراد خلاق قابل مشاهده خواهند بود.
● روش‌های ایجاد تفکر خلاق
معلم می‌تواند با به کارگیری شیوه‌های مناسب زمینه رشد خلاقیت را در دانش‌آموزان فراهم نماید و موارد ذیل از آن جمله‌اند:
۱) استفاده از مغایرت‌ها: ارائه مطالبی که خلاف باورهای مرسوم و عمومی علمی باشد، مثلاً معلم در درس علوم از دانش‌آموزان بخواهد که نظریات قدیمی را رد کنند و بدین ترتیب دانش‌آموزان را برانگیزاند تا چیزها را ارزیابی کنند و راه‌های جالبی برای آزمودن و اثبات کردن مسائل بیابند.
۲) استفاده از تمثیل: معلم به دانش‌آموزان کمک کند تا با استفاده از چیزهایی که قبلاً می‌دانستند در موقعیتی مشابه به اطلاعات، حقایق و اصول تازه‌ای دست یابند. به آنها نشان داده شود چگونه محصولات علمی براساس موقعیت‌های مشابه شکل گرفته‌اند.
۳) توجه دادن به کمبودها و خلاء موجود در دانش: از دانش‌آموزان خواسته شود به جای آنکه به دانستنی‌های انسان بپردازند آنچه را که برای انسان مجهول مانده است بررسی کنند. مهارت‌های دانش‌آموزان را برای جست‌و‌جوی شکافها، ناشناخته‌ها و مجهولات توسعه دهند.
معلم باید از دانش‌آموزان بخواهد تا تمام تعاریف ممکن یک مساله و همچنین موارد نقض آن را جستجو کنند.
۴) تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات
فرصت‌هایی ایجاد شود تا با سوال‌هایی مانند چطور، اگر، از چه راه‌هایی پاسخ داده شود و حتی خود وادار به پاسخ دادن به آن شود. دانش‌آموزان باید بفهمند چگونه یک چیز به یک چیز دیگر منجر می‌شود. هنگام ارائه مساله به دانش‌آموزان فرصت اندیشیدن به راه‌های مختلف حل مساله داده شود.
۵) استفاده از سوال‌های محرک: معلم باید بیشتر به گزاره‌های پرسشی که نیاز به درک عمیق دارد، توجه کند و از سوالهایی که نیاز به ترجمه، تفسیر، تعریف، اکتشاف و تجزیه و تحلیل دارد استفاده کند.
۶) ایجاد فرصت‌هایی برای دانش‌آموزان تا رازهای هر چیز را جستجو کنند.
۷) تشویق به مطالعه درباره افراد خلاق.
۸) تقویت تعامل دانش‌آموزان با اطلاعات قبلی: ایجاد فرصت‌هایی برای دانش‌آموزان‌تا با اطلاعاتی که دارند بازی کنند و به آنها کمک کنند و فرصت دهند تا بتوانند با استفاده از حقایق و اطلاعاتی که قبلاً آموخته‌اند کارهایی را تجربه کنند.
۹) تقویت مهارت‌های مطالعه خلاق: از دانش‌ آموزان خواسته شود به جای آنکه بگویند چه خوانده‌اند، عقایدی را که در نتیجه خواندن به دست آورده‌اند بیان کنند.
۱۰) ایجاد ابهام و تقویت آن: همه می‌دانند که دانش‌آموزان زمانی یاد می‌گیرند که با موقعیت‌های حل مسأله مواجه باشند. بنابراین معلم باید موقعیت یادگیری را با بیان نکته‌ای آغاز کند و سپس دست نگه دارد و اجازه دهد دانش‌آموزان خود با اطلاعات بازی کنند و درگیر شوند، این روش خوبی است که منجر به یادگیری خود هدایتی می‌شود.
۱۱) استفاده از روش‌های اکتشافی: در روش اکتشافی، دانش آموز خود به جستجوی راه حل می‌رود و معلم نقش راهنما را ایفا می‌کند. در این روش پیش از جواب مسأله چگونگی یافتن جواب مهم است. دانش آموز خود را به اطلاعاتی که پیرامون مساله وجود دارد محدود نمی‌کند، بلکه از زوایای مختلف به مساله توجه کرده و حتی ممکن است تغییراتی در آن ایجاد نماید. بدین ترتیب امکان تجربه شخصی توسط دانش آموزان، موقعیت یادگیری‌ را برای آنها جذاب و مطلوب می‌نماید و انگیزه‌های درونی آنها را تقویت می‌کنند. همه این جنبه‌ها در کشف و شکوفایی استعداد خلاق دانش‌آموزان تأثیر مستقیم دارد.
پال تورنس در مورد روش‌های ایجاد تفکر خلاق معتقد است که خصوصیات معلم می‌تواند به افزایش ابتکار و نوآوری در شاگردان بیانجامد به شرط آنکه معلم:
ـ به تفکر خلاق ارزش بدهد.
ـ کودکان را نسبت به محرک‌های طبیعی پیرامون حساس نماید.
ـ به نظریات و عقاید و ساخته‌های کودکان احترام بگذارد و آنها را مورد تشویق قرار دهد.
ـ پذیرش عقاید جدید و اصیل و غیرمعمولی را در کودکان تسهیل نماید.
ـ از تاکید استفاده از الگوهای قالبی اجتناب ورزد.
بسیاری از ما آموزشگاه‌های گذشته و روش‌های گذشتگان را به باد انتقاد می‌گیریم. «کافی است که به یاد آوریم آموزش و پرورش قرن نوزدهم آن طور که آن را تدوین کرده‌اند مبتنی بر تعلیم مستقیم و بنابراین تقلید و انتقال متمرکز بوده». معلم دانش را منتقل می‌کند و دانش آموز ملزم به پس دادن آن بود و در هیچ موردی بیش از آنچه که ارائه می‌شد پس داده نمی‌شد و راه بر خلاقیت بسته می‌ماند. یعنی داده‌ها و ستاده‌ها برابرند. به قول «امرسن» این تقلید و الگودهی نوعی خودکشی خلاقیت است از آن جا که آموزشگاه‌های فعلی هنوز هم بار تعلیم و تربیت قرن نوزدهم را بردوش می‌کشند، تخیل را تضعیف می‌کنند و به کشتن خلاقیت کمک می‌نمایند.
ـ معلم کلاس را چنان سازماندهی نماید که محیطی متنوع و خلاق ایجاد شود.
سازماندهی محیط و فضای آموزشی در تحقق بخشیدن به نیازهای کودکان و غنا بخشیدن به رشد همه جانبه کودکان، بسیار حساس است. خلاقیت لازمه‌اش تفکر فعال، استقلال و شرکت در فعالیت‌های خودمدار است، ولی گاه مقدار فضا برای هر کودک چنان کم و نامتناسب است که کودکان در انجام فعالیت‌های مستقل از آزادی عمل به دور می‌مانند.
به هر حال آن چه روشن است یک محیط آموزشی سازمان نیافته و محدود به کشتن انگیزه و تخریب اندیشه کودکان می‌انجامد.
ـ معلم به کودکان یاد دهد که برای تفکر خلاق خود ارزش قائل شوند.
ـ موقعیت‌هایی را برای تفکر خلاق ایجاد کند.
-فعالیت‌های مناسبی را در برنامه کودکان تدارک ببیند.
ـ عادت به ابراز بی‌قید و شرط عقاید را در کودکان ترغیب نماید و راه‌های گوناگونی را برای ابراز عقیده کودکان تدارک ببیند.
پذیرش عقاید کودکان در حد معمول نشانه احترام به خود آنهاست. آموزشگاه سکوت، آموزشگاه تقلید و تکرار و آموزشگاه ایجاد ترس، موانع کلی در راه خلاقیت کودکانند.
ـ معلم انتقاد سازنده را در کودکان تشوق کند. استهزا کردن، طعنه زدن به استفاده از روش‌های انضباطی سخت و حتی نظم و ترتیب افراطی چه در خانه و چه در مدرسه مشکلی در این راه محسوب می‌شود.
ـ زمینه‌های متنوعی را برای کسب دانش فراهم آورد.
ـ معلم سرزنده و فعال باشد. شخصیت خشک معلم و تاکید بر روش مستبدانه به خصوص در سنین اولیه کودکی برای ابراز عقیده سدی بازدارنده است. صبر و حوصله و شکیبایی در کار کودکان نشانه‌ای از سر زندگی معلم است.
ـ روش حل مسأله و آگاهی از مسائل را تشویق نماید. «آلن بودو» در کتاب خلاقیت در آموزشگاه می‌گوید: کنکاش مغزی به عنوان تکنیکی در شکل دهی به خلاقیت شناخته شده است. باید کودکان را عادت دهیم که به راه‌های مختلفی بیندیشند و به یک پاسخ بسنده نکنند.
«آلفردبینه» یکی از پیشگامان روان‌شناسی که از حامیان تاثیرگذار برنظریه خلاقیت است، اصرار می‌ورزید که نباید به شاگردان مکررات و مطالب حفظی یاد داده بشود.
او فکر می‌کرد که باید به کودکان یاد داد تا نظریه‌ها را آزمایش کرده و پاسخ‌های خود را مورد قضاوت قرار دهند، در فعالیت‌های مختلف محیط پیرامون خود شرکت کنند و نقشه بکشند، به تخیل بپردازند و به طور «واگرا» تفکر نمایند
ـ ترس و کم‌رویی را از محیط آموزش دور کند و ترس از روبه‌رو شدن با مسائل و مشکلات جدید را در کودکان کاهش دهد.
کم رویی و ترس مانع خلق ایده‌هاست و باعث می‌شود که نتایج نیکویی را که ممکن است در صورت نترسیدن و کوشش کردن به دست آوریم، از دست بدهیم. لیکن در صورت ترس و کم‌رویی حتی وقتی ایده‌ای به نظرمان می‌رسد، غالباً به علت شک و تردید آن را بروز نمی‌دهیم، بنابراین، لازم است ترس و کم‌رویی را در کودکان از بین ببریم.
ـ پیش گام شدن در یادگیری را تشویق نماید. خلاقیت، همچون گل لطیفی است است که تحسین آن را با شکوفایی وا می‌دارد. هر ایده‌ای اگر با تحسین روبه‌رو نشود باید لااقل از آن استقبال شود. حتی اگر خوب نباشد لااقل باید با تشویق روبه‌رو شود. نزدیکان مانند افراد خانواده و معلمان دبستان‌ها، بهترین مشوق کودکانند و در زمینه‌های مختلف می‌توانند پرسش‌های کودکان را مورد تشویق قرار دهند. با دادن مجال در ارائه اندیشه، آنها را به کوشش بیشتر وا دارند و به هر حال تشویق، یکی از مهمترین اصول ایجاد تفکر آفریننده و توانایی سازنده است.
تورنس معتقد است در بیشتر کلاس‌ها کودکی که اندیشه یا محصولی غیرعادی ارائه می‌دهد در معرض یک خطر قرار می‌گیرد. بدین ترتیب کودک باید خیلی شجاع باشد تا به اندیشه و تصویر خود پافشاری کند زیرا اغلب چنین اندیشه‌هایی را مسخره می‌کنند و احمقانه و عجیب می‌پندارند. وی دستورهای زیر را برای پرورش استعداد خلاقیت ضروری می‌شناسد.
۱) شاگردان را تشویق کنید که در اشیاء و افکار دخل و تصرف کنند یا در آن‌ها وضع‌تازه‌ای به وجود آورده‌اند.
۲) وقتی شاگردان اندیشه‌های نو ابراز می‌کنند هر قدر هم که دور از ذهن باشد به دیده اغماض بنگرید.
۳) در تنظیم درس‌ها انعطاف داشته باشید و به دارندگان فکرهای نو همیشه میدان بدهید.
۴) همواره محیط کلاس را هنگام تدریس آرام و بی‌تشنج نگه دارید.
۵) میان شاگردی که دارای استعداد خلاق است، با دیگر شاگردان رابطه نیکو برقرار کنید.
۶) مسائل بحث‌انگیز را مطرح کنید و حتی عقاید پذیرفته را مورد بحث قرار دهید.
۷) اساس حل مسأله را آموزش دهید.
۸) به شاگردان بیاموزید که نیروی خلاقیت خود را ناچیز نشمرند و عظمت و اهیمت شاهکارها در آنان ترس و ناامیدی ایجاد نکند.
یکی از روانشناسان برای پرورش خلاقیت در دانش‌آموزان پیشنهادهای زیر را به معلمان عرضه می‌کند.
۱) برای رسیدن به عقاید، منابعی در دسترس آنها قرار دهید.
۲) موقعیت‌هایی برای فعالیت و آرامش فراهم کنید.
۳) از مسائل آگاه باشید.
۴) کسب دانش در رشته‌های مختلف را تشویق کنید.
۵) آموزگارانی که روحیه حادثه جویی دارند پرورش دهید.

منبع : aftab.ir - آفتاب
[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 9:34 ] [ علی محمدی ] [ ]
معنای لغوی افت عبارت است از کمبود، کمی، کم و کاست و نقصان. لذا افت تحصیلی به معنای کمبود و نقصان در فرآیند تحصیل است. یا به معنای تحت اللفظی آن سنجش علل آمار تجدیدی و مردودی دانش آموزان است.  

فرآیند آموزش به معنای مجموعه ای است از آنچه که شاگرد در مدرسه از طریق برنامه درسی آشکار و پنهان می آموزد و یا فرصت آموزش را به خاطر جای نگرفتن در برنامه درسی پیدا نمی کند.

درک معلمین، اولیا و دانش آموزان از این فرآیند چیست؟

نقطه ای را که دانش آموز از نظر علمی در آن قرار دارد و جایگاه دانش آموزان در هر مقطع و درس و کلاس کجاست؟
هدف های رفتاری که باید به صورت مشاهده دربیاید و با ابزار و ملاک های عینی ارزشیابی شود چیست؟
تا چه اندازه به هدف ها، محتوا، فعالیت های یادگیری دانش آموزان، روش های ارزشیابی راهبردهای تدریس، ابزار یادگیری، زمان و مکان یادگیری پرداخته ایم و محیط های آموزشی مان عوامل اجرایی، معلم و مسئولان با این امور آشنا هستند. آیا واقعاً نقطه شروع همه فراگیران یکسان است؟ آیا همه باید به یک شکل و شیوه مورد ارزشیابی قرار بگیرند؟ آیا ارزشیابی ها استاندارد است؟و دارای اعتبار هستند؟ می توانند هدف های رفتاری موردنظر را بسنجند؟ باتوجه به مراحل پدیده آموزشی صحبت درباره افت تحصیلی نباید سطحی و گذرا باشد. کلیه مراحل از شروع نوشتن ارزش ها، دیدگاه ها، هدف تا آخرین مرحله اجرا و ارزشیابی یک به یک با شیوه های همه پرسی، پرسشنامه، همایش، سمینار، تحقیقات آماری باید مورد بررسی قرار گیرد تا به عوامل موثر در افت تحصیلی به شیوه علمی دست یافت.

• عوامل موثر در افت تحصیلی
۱- محتوای آموزشی
۲- سطح علمی معلم
۳- ناآشنایی با حیطه عاطفی و علمی دانش آموز
۴- کلی بودن هدف ها- بی ارتباطی هدف ها با جهت گیری برنامه ریزی
۵- نامشخص بودن هدف های رفتاری
۶- در دسترس نبودن کتب راهنمای تدریس برای معلم
۷- ناهماهنگی فرهنگ خانواده و نیاز جامعه با نتیجه آموزش
۸- وسعت علم
۹- عدم توالی منطقی موضوع های درسی
۱۰- عدم بررسی مشکل یابی در امر تدریس

الف: محتوای کتب درسی

در کشور ما محتوای کتب درسی توسط دفاتر تحقیق و تالیف کتب درسی به وسیله اساتید متخصص تدوین می شود. سطح ارتباط مولفین کتاب با عوامل درگیر با محتوای کتب معلم و شاگرد ضعیف بوده و نسبت به نیاز دانش آموز و تقاضای معلم بی اطلاع هستند یا حداقل شناخت از نزدیک وجود ندارد. لذا متخصصان به پشتوانه رشته تحصیلی خود به تعیین محتوای درسی پرداخته اند. موضوع های درسی مدون به عنوان منبع اصلی اطلاعاتی در برنامه آموزشی ایجاب می کند که یک سازماندهی منطقی و از پیش تعیین شده داشته باشیم. حتی گام های تدریس باید از پیش تعیین شده باشد تا مجموعه آموزشی بتواند به نحوی موثر و کارآمد به انتقال دانش بپردازد. با توجه به حجم کتب و نامتناسب بودن با درک و فهم دانش آموز و حتی زمان و مکان آموزشی با چالش های جدی روبه رو هستیم. با این شیوه جریان یادگیری به یک جریان مکانیکی مبدل شده. نقاط ضعف این شیوه طرح محتوای کتب درسی عبارتند از:

۱- معلومات تکه تکه شده و مجزا از یکدیگر در قالب دروس مجزا ارائه می شود لذا سریع فراموش می شود و از کاربرد علوم آموخته شده کاسته خواهد شد.
۲- برنامه درسی با موضوع محور ارتباطی با دنیای واقعی دانش آموز ندارد و مسائل و مشکلات و امور زندگی دانش آموز به طور پیوسته در برنامه درسی او گنجانده نشده است.
۳- به توانمندی ها، علایق و نیازها و تجربه های گذشته دانش آموزان توجه کافی مبذول نمی شود. لذا انگیزه های لازم برای یادگیری از آنها را سلب می کند.
۴- محتوای کتب باید با زندگی طبیعی بیگانه نباشد.
۵- درک دانش آموز از محتوا نباید تحت الشعاع کمیت آموزش قرار گیرد.
۶- مهارت های شناختی مورد توجه قرار گیرد.
۷- باتوجه به گسترش دانش بشری و پیداشدن قلمروهای جدید در علم و کثرت موضوع های درسی هماهنگی با طول زمان کلاس، تعداد شاگردان و فضای آموزش ندارد.
از طرفی می دانیم:

۱- همه معلمین توان طراحی درسی را ندارند.
۲- همه متخصصین هم آشنایی با تدوین برنامه درسی را ندارند.
۳- برنامه درسی های روییدنی که از تعامل بین معلم و شاگرد به وجود می آید به هدف های اجتماعی تعلیم و تربیت و میراث فرهنگی نمی تواند توجه کافی مبذول کند.
۴- به هدف های مشترک و عام دست نمی یابیم.
لذا نیاز داریم:
۱- متخصصین رشته های گوناگون با ادبیات برنامه ریزی آشنا باشند.
۲- مولفین در محل اجرای محتوای درس قرار بگیرند.
۳- به نقد و بررسی محتوا پرداخته شود.
۴- نظرات معلمین، نیازهای دانش آموزان و جامعه و تجزیه و تحلیل بررسی ها را یکپارچه کنند.
تصمیم گیری های آگاهانه مبتنی بر روش های روشن بینانه متکی بر اهداف کلی باشد و توان اجرای اهداف رفتاری را نیز داشته باشد.
۵- محتوای دروس با تغییرات علوم، جوامع، علایق و نیازهای یادگیرنده و جامعه متغیر باشد.

ب: سطح علمی معلم

معلمی چیزی فراتر از یک تخصص علمی است. معلم باید با زمینه های تربیتی، روانشناسی، برنامه ریزی، طرح درس و شیوه های آموزش آشنا باشد که این امر با یک برنامه ریزی دقیق در سطح دانشگاهی که معلمین بعد از دستیابی به تخصص رشته ای باید در علوم رفتاری دوره ببینند بعد از تسلط کامل به جریان آموزش وارد نشوند. شغل معلمی جای آزمون و خطا نیست. متخصص آگاه و کاردان باید معلم باشد. معلمان در دوره های تربیت معلم برای تدریس و برنامه ریزی آگاهی های لازم را کسب کنند شناخت دائمی با نیازهای دانش آموزان لازمه کار معلمی است. در دنیای امروز نقش حاکمانه معلم که زاییده خبرگی اوست به نقش تسهیل کنندگی و مشاور و راهنمای یادگیرنده تبدیل شده.

ج: ناآشنایی با حیطه عاطفی دانش آموزان

در سیستمی که یادگیری براساس علایق و نیازهای فراگیران نیست ایجاد انگیزه تقریباً صفر است و در صورتی که انگیزه و رغبت درونی برای یادگیری لازم است مواجه شدن کودک با مسائل واقعی ایجاد شگفتی، کنجکاوی و محرک درونی برای او می نماید و احتیاج به تشویق و تنبیه و محرک های بیرونی ندارد. در سیستم ما دانش آموزان به کسب دانش و معلومات نائل می شوند اما سطحی و صوری و متکی بر حافظه آنها است در صورتی که یادگیری باید معنادار و پایدار باشد.
مهمترین انتظار از سیستم آموزشی تربیت عقلانی است. حال ما تا چه اندازه فرزندانمان را با مسائل واقعی مواجه می کنیم تا تفکر کنند و با عقل و تدبیر خود به حل مسئله بپردازند.
موضوع تعلیم و تربیت رشد در بعد عقلانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی است.
ادراک صحیح مطلب، مقایسه نظرات، درک ارتباط میان مطالب، استنتاج، استدلال و ارزیابی تا چه حد در برنامه های آموزشی ما دنبال می شود. مسئولیت پذیری، رعایت حقوق دیگران، ارزشگذاری به کار دیگران و در نظر گرفتن عدالت در بحث تا چه اندازه مدنظر واقع می شود.
پس بررسی افت تحصیلی فقط بررسی چرایی آمار مردودی و تجدیدی نیست چه بسا کسانی که مردود می شوند ولی از نظر موضوع تعلیم و تربیت به مرحله رشد رسیده اند و چه بسا سیستم ارزشیابی ما دچار نواقصی است.
در سیستم آموزش و پرورش تا چه حد کارایی (انگیزه* تخصص) تقسیم بر (هزینه* زمان) کلاس اندازه گیری می شود.
به اقتصاد زمان نظرداشتن باید یکی از اهداف ما باشد.
استقلال عقلانی و سرعت در انتقال یادگیری، افزایش بازدهی آموزشی را فراهم می آورد. با چنین تفکراتی هر دانش آموز برنامه آموزشی خاص خود را نیاز دارد. هر دانش آموز باید نقطه شروع و جایگاهی را که در آن قرار دارد شناسایی کند و پیوستن بین مطلب جدید و قدیم برقرار شود و هر شخصی با سطح خود ارزشیابی شود.
مهارت های چگونه یادگرفتن و کشف مجهول را باید در اختیار دانش آموزان قرار داد. متاسفانه در شرایط کنونی که با نقصان های مهارتی معلمان روبه رو هستیم مسئولیت واگذاری این زمینه به ایشان دارای محدودیت است.

با استفاده از وسائل کمک آموزشی _ رسانه ای آموزش داده شود.
آنچه که از out come نظام بر می آید برآورد نظامی است که نوع طراحی آن موجب گریز دانش آموزان از مدرسه شده است.
یکی از دلایل ترک بی موقع مدرسه بی ارتباطی محتوا با زندگی و شغل و جامعه آنان است. باید در نظام آموزش و پرورش ظرفیت ایجاد ارتباط زندگی و مدرسه را به وجود آوریم تا از نرخ ترک تحصیل بکاهیم. نجات نظام آموزش و پرورش از حالت خشک و بی روح انتزاعی و بی معنا برای دانش آموزان شاید یک راه اصلی جلوگیری از افت تحصیلی باشد.
تطابق کیفیت یادگیری در محیط های آموزشی با یادگیری هایی که در محیط های طبیعی اتفاق می افتد در مدرسه در قالب زنگ ها با یادگیری موضوعی سر و کار داریم، حال آن که در ورای مرزهای مدرسه افراد در بستر زمان به گونه ای جاری و پیوسته بدون تقسیم بندی حوزه ای از دانش زندگی می کنند، باید مشوق پویایی و رفتار خلاق دانش آموزان بود.
هدف آسا ن کردن کار معلم و سازمان نباشد بلکه هدف باید آنچه باشد تا یادگیری موثر و کارا رخ دهد. پژوهش ها موید آن است که مغز انسان در دریافت معنا و مفهوم به کاوش برای کشف نقشه ها و پیوندهای متقابل میان عناصر و مولفه های یادگیری می پردازد لذا طراحی آموزشی باید برمبنای ارتباط و پیوندی منطقی موجه باشد و با تلفیق مطالب از وجود مطالب تکراری غیرضروری بکاهیم و پیوسته و مستمر در حال پالایش برنامه های درسی باشیم و پیوسته و مستمر در حال آموزش معلم (در حین خدمت) باشیم. هر برنامه ای علاوه بر معیارهای عقلانی مستلزم در نظرگرفتن شرایط و امکانات محیط اجرا اعم از امکانات و شرایط انسانی و فیزیکی است.

[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 9:31 ] [ علی محمدی ] [ ]
منظور از ترک تحصيل دانش آموزاني که زودتر از موعد مقررمدرسه را ترک مي کنند و يا به عبارتي قبل از اتمام يک دوره قادر به ادامه تحصيل نمي باشند و به ناچار مدرسه را ترک مي کنند.ترک تحصيل معمولا به دنبال تکرار پايه و ناتواني و عدم کارايي مدرسه مي باشد.  همچنين ترک تحصيل منجر به افزايش بي سوادي در جامعه مي گردد.
روند ترک تحصيل در ايرانترک تحصيل يکي از معضلات آموزش در جهان مي باشد. امروزه ترک تحصيل و افت تحصيلي در تمام کشور هاي جهان از عمده ترين مباحث و مسائل آموزش و پرورش و حتي مسئولان نظام آموزشي است.نظام آموزشي ايران مانند بسياري از کشور هاي در حال رشد از يک سلسله بيماري رنج مي برد و اين مسائل عمدتا از رژيم قبل به ارث رسيده اند. و علي رغم کوشش هايي که تا به حال انجام گرفته هنوز اين مشکل لاينحل باقي مانده است.
 عوامل موثر در ترک تحصيل دانش آموزان
برترين عوامل مشترک در ترک تحصيل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي  بخصوص در مقطع متوسطه بيانگر اين حقيقت است که فقر مالي و فقر انگيزشي بيشترين نقش را داشته است و همچنين محيط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚ تنبيه و تشويق معلم ‚ سختگيري هاي بيهوده که باعث مي شود انگيزه تحصيلي شاگردان ضعيف شودزمينه هاي ترک تحصيل فراهم مي گردد.
از عوامل ديگر که در موفقيت تحصيلي جوانان و نوجوانان مي توانند تاثير گذار باشندسلامت جسمي و روحي و بهداشتي ‚عوامل ارثي ‚ذهني و هوشي ‚ امکانات آموزشي ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتکار فردي ‚ تاثير همسالان ‚ اهميت قائل شدن والدين به تحصيل فرزندان مي باشد. در اينجا مهمترين موارد موثر در افت تحصيلي دانش آموزان بيان شده است.
1)     شرايط اقتصادي
2)     سواد والدين
3)     برخورد معلم
4)     محتواي کتب درسي
5)     شيوه برگزاري امتحانات(شيوه هاي ارزيابي)
6)     عقب ماندگي درسي
7)     نارسايي هاي جسماني
8)     انگيزه
شرايط اقتصادي
ترک تحصيل دانش آموزان با وضعيت اقتصادي جامعه و خانواده در ارتباط مي باشد. عواملي چون پايين بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستي و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پايين شغلي والدين بر ترک تحصيل فرزندان تاثير دارد. پس مسلم
است که کيفيت آموزش و تربيت در رشد جسماني و قواي دفاعي دانش آموز در خانواده هايي با سطح پايين اقتصادي و فرهنگي جامعه و خانواده اثرات مستقيمي بر عدم پيشرفت فرزندان به جاي مي گذارد. مشکلات والدين در راه کوشش و تلاش براي معاش و گرفتاري هاي بي شمار آنها در اين رابطه معمولا والدين را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل مي نمايد و در حقيقت رابطه صحيحي را لازمه يک زندگي سالم است را مختل مي سازدو اثرات اين نوع زندگي در ظرف چند سال به اعماق نحيف افراد نفوذ مي کند و موجب تخريب نيروهاي بالقوه آنان مي گردد. وقتي فقر در خانواده اي باشد امکان بروز مشکلاتي در رفتار جوانان من جمله دانش آموزان وجود خواهد داشت . علي عليه السلام درباره فقر مي فرمايند?فان الفقر منقصه للدين ‚مدهشه للعقل و داعيه للمقت? فقر باعث نقصان دين سراسيمگي عقل و بر انگيختن خشم مي شود و بيکاري ‚ جوانان را به جانب برخي از بزهکاري ها مي کشاند. البته اسلام زمينه اجتماعي را براي تعادل اقتصادي ايجاد مي کند و بر واليان امور فرض مي داند که مبادا فقر آنان را به انحراف بکشاند. پس معلوم مي شود که مهمترين عامل براي رهايي دانش آموزان از تحصيل فقر اقتصادي است.
سواد والدين
يکي از عوامل مهم در پيشرفت يا ترک تحصيل دانش آموزان سواد والدين محسوب مي شود. اگر بچه ها در محيط خانواده احساس پشت گرمي نمايند و هر گاه از نظر درسي مشکلي برايشان پيش آمد مطمئن باشند که اولياي آنها کمک مي کنند در اين صورت با دلگرمي
بيشتري درس مي خوانند و دچار عقب ماندگي تحصيلي نخواهند شد. چون تحصيلات والدين تاثير بسزايي در موفقيت تحصيلي فرزندان دارد. تحقيقات متعددي نشان مي دهد که پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که والدين آنها افرادي آگاه و با سواد بوده اند موفقيت تحصيلي آنان بيشتر بوده است. محيط خانواده در پيشرفت تحصيلي نقش مهمي دارد. دانش آموزي که والدين خود را مشغول مطالعه مي بيند خودش نيز تشويق به درس خواندن مي شود و آنها را به عنوان بهترين الگوي همانند سازي تحصيلي انتخاب مي کند. بنابراين کمک و راهنمايي فرزندان توسط والدين امري است ضروري و نمي توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در اين زمينه غافل شد. دانش آموزان اوقات زيادي را در منزل مي گذرانند و تحت تاثير اعمال و رفتار والدين هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمايي در زمينه درس را دارند.
برخورد معلم
پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تا حدود زيادي بستگي به شرايط محيطي و نحوه برخورد معلمان و اطرافيان دارد . فضايي که نوجوانان در آن پرورش مي يابند بايد به گونه اي باشد که موجب موفقيت آنها گردد. برخورد معلم بايد منطقي بوده تا دانش آموز را در مسير موفقيت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پيدا کند و از خود انتظار موفقيت داشته باشد زيرا موفقيت هم چون نردباني است که وقتي شروع شد تا آخرين پله ادامه مي دهد.
بنابراين مي توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان ديگر دبيرستان مي تواند موفقيت دانش آموزان را تحت تاثير قرار دهد و از ترک تحصيل جلوگيري کند.برخورد معلم و اولياي دبيرستان بايد به گونه اي باشد که دانش آموز از طريق دستکاري اشيا ‚آزمايش‚جمع آوري اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهاي گروهي‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه يادگيري بپردازند و بدين وسيله از ترک تحصيل دانش آموزان جلوگيري نمايند .
همچنين استفاده از تشويق هاي مادي و غير مادي مفيد است . استفاده بيشتر معلمان از تشويق هاي کلامي و تشويق در جمع در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارد و هم باعث جلوگيري از افت تحصيلي دانش آموزان مي شود.
محتواي کتب درسي
عواملي مانند عدم تناسب نيازها و علايق دانش آموزان با محتواي کتب درسي‚عدم هماهنگي اهداف آموزشي با نياز ها و علايق دانش آموزان از عوامل افت تحصيلي مي باشد.اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعا با نياز ها و رغبت ها و مسائل و مشکلات
دانش آموزان تناسب داشته باشد باعث مي شود که آنها در تحصيل بهتر کوشش کنندو تحصيلات خود را به پايان برسانند و در نتيجه از ميزان ترک تحصيل کاسته شود.کتابها و موارد درسي و محتواي دروس مهم ترين راه رسيدن به اهداف آموزشي است .نگاهي
اجمالي به کتب درسي نشان مي دهد که غالب کتابها و برنامه هاي آموزشي از نظر کيفي و کمي با توان و و نياز هاي دانش آموزان هماهنگي ندارد .

بين محتواي کتب‚  ساعات تدريس و درک دانش آموزان و مراحل رشد آنها تناسب وجود ندارد.
يکي از مهم ترين و موثر ترين عوامل ترک تحصيل محتواي کتب درسي است و همچنين ارتباط نداشتن محتوي دروس با نياز هاي دانش آموزان‚ ارتباط نداشتن محتوي دروس با آموخته هاي قبلي دانش آموزان ‚حجيم بودن محتواي کتب درسي با توجه به مقدار زماني که براي
يادگيري فرصت دارند‚ ارتباط نداشتن محتواي دروس با نياز هاي حال و آينده جامعه‚ روان نبودن و جذاب نبودن و قابل درک و فهم نبودن مطالب درس‚  عدم ايجاد تفکر و عدم ايجاد روابط اجتماعي مطلوب در دانش آموزان نيز از ديگر عوامل مرتبط مي باشد .
شيوه برگزاري امتحانات(شيوه ارزيابي)
هدف عمده در مدرسه پيش بردن يادگيري دانش آموزان است . تمام فعاليت هاي مدرسه بايد متوجه همين هدف باشد . زيرا مقدار و نوع يادگيري دانش آموزان است که ميزان فعاليتهاي مدرسه را روشن مي کند. هرگاه دانش آموز مطلبي را ياد بگيرد ‚اين امر موجب تغيير رفتار وي خواهد شد و به عبارت ديگر تجارب يادگيري موفقيت آميز  موجب تغييراتي در رفتار دانش آموز مي شود.
بوسيله ارزيابي و امتحان است که معلم مي تواند اثر کوششهاي خود را بفهمد  و يا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسيدن به هدفهاي مورد نظر کمک کند و خود نيز تا چه حد موفق بوده است.
چنانچه امتحان به جاي اينکه يک وسيله باشد ‚يک هدف اصلي به شمار آيد و اين بر کل فرايند آموزشي اثرات سو مي گذارد و هدفهاي حقيقي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد.در چنين حالتي امتحان بر چگونگي تدريس و يادگيري تاثير گذاشته و دانش آموزان
فقط براي کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعاليت مي کنند .
دانش آموزان براي دريافت نمره به حفظ کردن مطالب مي پردازند و در نتيجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوري فراگيران ضعيف مي گردد و موجب خستگي آنها از درس و معلم مي شود.همه اين موارد منجر به عدم پيشرفت و افزايش ميزان افت تحصيلي و در نهايت ترک تحصيل
دانش آموزان مي گردد.
استفاده از شيوه هاي صحيح امتحان يا ارزيابي پيشرفت تحصيلي ‚نه تنها معلم را قادر مي سازد که دانش آموزان خود را در رسيدن به هدفهاي آموزش و پرورش راهنمايي کند بلکه بر اساس ارزيابي مداوم مي تواند روش تدريس را نيز ارزيابي کند.به اين ترتيب مي
تواند از ترک تحصيل دانش آموزان جلوگيري کند.بنابراين امتحان وسيله اي نيست که تنها در پايان مراحل تحصيل و براي انتخاب افراد
مستعد و شايسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان بايد به طور مداوم و در جريان تدريس باشد و در موقعيت هاي مختلف انجام گيرد.
عقب ماندگي درسي
برخي از دانش آموزان عقب ماندگيشان ناشي از افت هوشي و نارسايي ذهني نيست بلکه صرفا ناشي از تن پروري يا بيکارگي است .
يعني عقب ماندگي درسي ناشي از تنبلي .گاهي عقب ماندگي ناشي از تن پروري و تنبلي است بدين معني که کودکان وقت و تلاش خود را مصروف کار و تحصيل نمي کنند و مانند ديگر دانش آموزان درس نمي خوانند و يا عوامل ديگر مانند وجود نارسايي هاي عضوي ‚ چون ضعف در بينايي و در شنوايي عدم قدرت بيان ‚اختلال در رفتار ‚ حالت گيجي و ماتي و گم کردن دست و پاي خود در حين پاسخ به سوالات معلم است.
نارسايي هاي جسمي
دانش آموزاني که داراي بنيه ضعيفي هستند و از سلامت عمومي کامل برخوردار نيستند نمي توانند به اندازه کافي کوشش و فعاليت داشته باشند.وجود ضعف در بينايي و شنوايي نيز باعث عقب ماندگي و افت تحصيلي مي شود.اين نوع دانش
آموزان به علت خوب درک نکردن درسها افت تحصيلي پيدا مي کنند . ناراحتي هاي مربوط به مراکز عصبي و ناهماهنگي هايي حتي حرکتي در جاي خود باعث افت تحصيلي دانش آموز خواهد بود.
انگيزه
به حرکت هاي دروني فرد که موجب هدايت رفتار او به سوي نوعي هدف است انگيزه گفته مي شود.محققان يکي از دلايل افت تحصيلي را نداشتن انگيزه پيشرفت مي دانند.براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان بايد تلاش نمود تا فرد احساس نياز کند.وقتي دانش آموزان در
اثر شکست در دل تازه نسبت به آن نگرشي منفي پيدا مي کنند ‚بايد به او کمک کرد در درس تازه موفقيت کسب کند در نتيجه به تصويري مثبت تر به توانايي خود در مورد يادگيري مطلب درسي دست يابد‚ زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي
شود.و بايد شرايطي را فراهم کرد که دانش آموزاموفقيت خود را احساس مي کند زيرا هيچ چيز مانند خود موفقيت به آن کمک نمي کند.معلمان تکاليف يکنواخت ارائه ندهند‚ به عبارت ديگر از خاصيت برانگيختگي مطالب مختلف استفاده کنند.
در آخر
در آخر مي توانم بگويم ترک تحصيل يکي از مهمترين مشکلات نظام هاي آموزشي است و در نظام تعليم و تربيت ما نيز ترک تحصيل به صورتهاي مختلف يکي از مشکلات عمده محسوب مي شود.ترک تحصيل يا همان افت تحصيلي (اين کلمه از زبان اقتصاد دانان آمده است ) هر ساله مقدار قابل توجه اي از بودجه و نيروهاي انساني و امکانات  را به هدر مي دهد و اثرات ناخوشايندي نيز چه از نظر روحي و چه از نظر رواني به دانش آموزان وارد مي نمايد و مشکلات عديده اي را براي خانواده ها بوجود مي آورد.اکنون اينجانب  دبير شيمي
دبيرستان بنت الهدي به عنوان عضو کوچکي از خانواده آموزش و پرورش وظيفه خود دانسته تا با ارائه اين کار و آپديت آن به صورت ماهانه تا حدودي هر چند اندک راهکار هاي مناسب را براي ارتقاي سطح دانش فرزندانمان ارائه دهم.

[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 9:29 ] [ علی محمدی ] [ ]

40 پیشنهاد برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان

انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است.

از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره ،

واز تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.


اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كم داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواسته معلم است. اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.

 به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:

1 - سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
2 - براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
4 - دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.
6 - براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.
7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص شود.
8 - به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
16 - براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
17 - با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيد.
18 - شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
21 - به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.www.zibaweb.com
24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيد.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
27 - دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
30 - مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
33 - دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
34 - از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
37 - به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
38 - در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
40 - گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيد

[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 9:26 ] [ علی محمدی ] [ ]

 

- اصل تقابل: هیج ارتباط دوستی یک طرفه نیست بنابراین باید بر تقابل روابط تکیه کرد.

- اصل اندیشه ترکیبی: اینکه در روابط خود ، تصمیمات آنی بروز ندهیم چرا که باید در تصمیمات به گذشته ی روابطمان با افراد نیز توجه کنیم .

- اصل آگاهی: گذر از رفتار غریزی ، توانایی اینکه فرد خود را به جای دیگران بگذارد و توانا بودن به اینکه ابعاد مختلف روابط ها را سنجید.

- اصل بقا: سرمایه تلقی کردن دوستیها در جهت حفظ آن همچون نوزادی که نیاز به محافظت دارد ( روابط نیز احتیاج به مراقبت و نگهداری دارد).

- اصل توازن: اینکه نباید دوستی یک طرفه باشد و نمی توان انتظار داشت که یکی از دوستها بار سنگین دوستی را بر دوش کشد برای مثال همیشه یکی از دوستها برای دیگر خرج کند.

- اصل همتایی: کبوتر با کبوتر ، باز با باز . تداوم دوستی زمانی است که افقهای مشترکی دو طرف باهم داشته باشند.

- اصل تمییز حریم: اینکه افراد در جریان دوستی باید پا از حریم خود بیشتر نگذارند و در یک محدوده خاص عمل کنند.


[ یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389 ] [ 17:25 ] [ علی محمدی ] [ ]
درباره وبلاگ
امکانات وب